( بعيان مىبينيم كه آتش در سنگ آهك مدت مديدى باقى مىماند و حال آنكه مانند ساير سنگها در لمس سرد است و پس از مدتى كه آب روى اين سنگ آهك ريختيم ، آتشى كه در طبيعت او به حال كمون بود ظاهر مىشود و گوگرد را مشتعل كرده و چيزى را كه قابل پختن است مىپزد و چيزى را كه قابل احتراق است محترق مىكند ، و علت اينكه آتش در خلل و فرج سنگ بطور كمون باقى مانده و با سردى هوا در مدت مديدى خاموش نشده و حرارت اجزاء آن هم ظاهر نگرديده بلكه از حس مخفى بوده اينست كه آن اجزاء متفرق و بطور جدا از هم در خلل اجزاء ديگر موجود است و بمحض اينكه آب بر آن ريختيم ظاهر مىشود ؛ به همين طريق آتش در مزاج داخل شده و با ديگر ممتزجات آميخته مىگردد و اثر آن در فعل و انفعال و رنگها و طعمها و بوها ظاهر مىشود ، چنان كه در انواع ممتزجات مشهود است ، و حرارت اجزاء كم نمىشود و بسبب برودت ضعيف هم نمىگردد . )
در خاتمهء اين بحث گوئيم مزاج ( يعنى كيفيتى كه از امتزاج عناصر پيدا مىشود ) نه قسم است :
يك قسم آنكه وجود خارجى ندارد اعتدال مطلق است يعنى هر عنصرى در عنصرهاى ديگر همان قدر فعل كرده باشد كه آنها در او كردهاند و هيچكدام كيفيتشان بر ديگرى غلبه نداشته باشد . چهار قسم هم مزاج بسيط است كه در هريك از آنها دو كيفيت متضاد از چهار كيفيت معتدلند و از دو كيفيت متضاد ديگر يكى غالب است و آن مزاج را بنام كيفيتى كه غالب است مىنامند و آنها عبارتند از مزاج سرد ، مزاج گرم ، مزاجتر ، مزاج خشك . چهار قسم هم مزاج مركب است كه در آنها از هر دو كيفيت متضاد يكى غالب باشد و آنها عبارتند از : مزاج گرم و خشك ، مزاج گرم و تر ، مزاج سرد و خشك ، مزاج سرد و تر .
براى توضيح و روشنتر شدن مطلب ترجمهء عبارتى را كه ابن سينا در اينباره در كتاب شفا آورده ( سماع طبيعى صفحهء 711 ) در اينجا ذكر مىكنيم و آن اينست :
« اين مزاج بر چند وجه است يا اينست كه جسم بسيط گرم جسم سرد را به همان مقدار گرم مىكند كه جسم سرد جسم گرم را سرد مىكند تا حالتى حادث شود كه واسطهء ميان شدت سردى و گرمى باشد و همچنين ميان شدت ترى و خشكى و اين قسم امتزاج را معتدل مطلق مىگويند ( معتدل مطلق در خارج وجود ندارد ) اما اگر اعتدال فقط ميان گرمى و سردى باشد و ميان ترى و خشكى نباشد بلكه ترى غالب باشد آن را مزاج تر مىگويند يا اگر خشكى غالب باشد آن را مزاج خشك مىنامند و اگر امر معكوس باشد و اعتدال ميان گرمى و سردى نبوده بلكه ميان خشكى و ترى باشد يعنى گرمى يا سردى غالب باشد مزاج را گرم يا سرد مىگويند و اين مزاجها از اعتدال مطلق خارج است و در آنها فعل و انفعال چنين واقع شده كه يكى از دو طرف متضاد غالب گرديده و دو طرف ديگر اعتدال يافته است . در مقابل اين چهار قسم مزاج بسيط چهار قسم ديگر هست كه مركب است و آن اينست كه اعتدال ميان دو طرف متضاد نباشد بلكه چنان استقرار يافته باشد كه دو غلبه در كار باشد يعنى هم گرمى باشد و هم خشكى يا هم سردى باشد و هم خشكى يا هم گرمى باشد و ترى يا هم سردى باشد و ترى .
پس جمعا نه مزاج مىشود يكى معتدل و چهار مزاج بسيط و چهار مزاج مركب . »
اصول و مبانى نظرى طب سنتى ( گزيده اى از كتاب نخستين ذخيره خوارزمشاهى ) ( فارسى ) — صفحة 45
مساهمون: سيد جواد مصطفوى
ص٤٥