تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول و مبانى نظرى طب سنتى ( گزيده اى از كتاب نخستين ذخيره خوارزمشاهى ) ( فارسى ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١

گفتار دوم اندر ياد كردن مزاج از هر جنس و اين گفتار هشت بابست توضيح و تفسير

در اين گفتار بحث مىشود از اينكه چگونه عناصر چهارگانه ( خاك ، آب ، هوا و آتش ) با يكديگر تركيب شده و از اجتماع آنها كليهء مواد موجود در طبيعت ( مواد كانى ؛ سنگها ، گياه‌ها و جانوران ) بوجود مىآيد . قبل از شروع به اين بحث ، براى روشن شدن موضوع بايد بعضى از اصطلاحات قدما را ذكر كنيم . دانشمندان قديم مىگفتند : تغييراتى كه عارض اجسام مىشود بر دو گونه است : يكى اينكه هرگاه جسمى تغيير كند ولى ماهيت آن ( كه آن را صورت نوعيه مىگفتند ) عوض نشود ، مثلا آب وقتىكه گرم يا سرد شود باز همان آبست ، در اين صورت ، تغيير حالت مزبور را استحاله مىناميدند ( امروز مىگويند تغييرات ظاهرى يا فيزيكى ) ؛ دوم وقتىكه صورت نوعيهء جسم باقى نماند » يعنى جسم تغيير ماهيت داده و تبديل بجسم ديگرى شود ، مثلا چوب تبديل به آتش و دود و خاكستر گردد ، مىگفتند كون و فساد واقع شده است ، يعنى صورتى كه بود و بر طرف شد فاسد شده و صورتى كه نبود و موجود شد كائن شده است ( امروز مىگويند تغييرات شيميائى ) . قدما كليه تغييراتى را كه عارض اجسام مىشود حركت مىناميدند ، و بنابراين انواع حركات قائل بودند ؛ مثلا تغيير مكان جسم را حركت مكانى ، و تغيير حالت اجسام ( گرم شدن آب و تغيير رنگ ميوه در درخت ) را حركت كيفى اصطلاح كرده ، و مىگفتند استحاله يا تغيير حالت اجسام ، حركت در كيف است و حركت محرك مىخواهد ، پس هروقت استحاله واقع شود محركى هست و متحركى ، بعبارت ديگر مؤثرى هست و متأثرى ، و در اين مقام محرك را مىگويند فعل كرده و متحرك را مىگويند منفعل شده است ؛ پس استحاله فعل و انفعال است . اين اصطلاح با آنچه كه ما امروز از كلمهء ( فعل و انفعال ) مراد مىكنيم فرق دارد و بايد به آن توجه داشت تا اشتباهى در مفهوم عبارات پيش نيايد . امروز ما فعل و انفعال را در مورد اعمال شيميائى به كار مىبريم ، درحالىكه قدما در اعمال فيزيكى به كار مىبردند ، مثلا اگر آب گرم را با آب سرد مخلوط كنيم ، اين مخلوط درجهء حرارت متوسطى پيدا مىكند ؛ در اين حال قدما مىگفتند بين آب گرم و آب سرد فعل و انفعال واقع شده است . قدما مىگفتند مبدأ فعل صورت جسم است ، و انفعال مربوط به ماده مىباشد ؛ توضيح آنكه هر جسمى داراى صورت و ماده‌ايست ؛ صورت اصطلاحى است براى هر جسم ما دامى كه ماهيت آن تغيير پيدا نكرده باشد و لو اينكه تحت تأثير عوامل خارجى باشكال گوناگون درآيد ؛ مثلا اگر آب را حرارت دهيم جوشيده به شكل بخار در مىآيد و اگر برودت دهيم منجمد مىشود و به شكل يخ در مىآيد ، ولى در اين تغيير حالات ، ماهيت آب عوض نشده ، و بخار آب و يخ در حقيقت همان آب است كه در وضع اول به شكل بخار و در حال دوم به شكل يخ درآمده است قدما مىگفتند در همهء اين موارد ، آب صورت آبى خود را از دست نداده و تغيير ماهيت پيدا نكرده است ، زيرا مىتوان بخار آب را بوسيلهء برودت و يخ را بوسيلهء حرارت مجددا تبديل به آب كرد ؛ ولى چنان كه مىدانيم بخار