و ببايد دانست كه سردى زمين كمتر از سردى آبست و گرمى هوا كمتر از گرمى آتش و اين چهار مايه كه ياد كرده شد مايهء نخستين است مر اندامهاى يكسان
هامش
- گيريم حرارتى در آن احساس نمىكنيم ، و چطور در موقع سوختن به صورت شعله توأم با حرارت ظاهر مىشود ، و آتش چه روابطى با ساير اجسام دارد ، بحثها و تفسيرهاى گوناگونى بين دانشمندان رواج داشته است كه اجمالى از آن را ذكر مىكنيم :
بوفون در صفحهء 514 جلد اول كتاب تاريخ طبيعى مىنويسد :
« طبيعت و ماهيت آتش به هيچ وجه شناخته نشده ، و روابطش با ساير مواد نيز معلوم نگرديده است ، زيرا پس از رسيدن آتش به اجسام معلوم نيست چه چيز به آنها مىدهد و چه چيز مىگيرد ؛ بنابراين اعمالى كه با آتش انجام مىگيرد مجهول بوده و نتايج قطعى تاكنون از آن گرفته نشده است ؛ ولى اگر آتش را فى حد ذاته مورد مطالعه قرار دهيم ملاحظه خواهيم كرد كه چون جسمى مادى مىباشد ، داراى وزن است ، اگرچه سبكتر از همهء مواد مىباشد ، حتى مقدار كم آن نيز وزن دارد بنابراين مانند ساير اجسام وزين ميل تركيبى با اجسام ديگر دارد ، منتهى با بعضىها بيشتر ، و با بعضىها كمتر ، و با برخى از مواد نيز ميل تركيبى ندارد . اجسامى مانند سرب كه پس از حرارت دادن سنگينتر مىشود ، ميل تركيبيش با آتش زياد است . اگر آتش را به ميزان معين و به مدت مساوى باجسام مختلف برسانيم ، اجسامى مانند سرب و قلع و روى كه بطور واضح سنگينتر مىشوند ، آنهائى هستند كه ميل تركيبيشان با آتش بيشتر است ؛ و اجسامى مانند آهن و مس و بعضى فلزات ديگر كه وزنشان چندان اضافه نمىشود ، ميل تركيبى آنها با آتش كمتر است ؛ و اجسامى مانند طلا و نقره كه در اثر حرارت و تكليس وزنشان ثابت مىماند ميل تركيبى با آتش ندارند . »
امروز مىدانيم كه در اين اعمال ، اكسيژن هوا با فلزات تركيب شده ، اكسيد آنها بدست مىآيد ، كه برحسب بيشى و كمى ميل تركيبى ، فلزات بمقادير مختلف اكسيژن به خود مىگيرند ، و فلزاتى مانند طلا و نقره كه ميل تركيبى با اكسيژن ندارند ، اكسيد آنها بدست نمىآيد ؛ بنابراين بوفون و ساير دانشمندان آن زمان « ميل تركيبى آتش با فلزات » را جانشين « ميل تركيبى اكسيژن با فلزات » قرار داده بودند .
پس بعقيدهء بوفون ، اكسيد سرب جسمى است كه از تركيب سرب با آتش بوجود آمده ، به اين معنى كه اجزاء آتش در سرب ، ثابت و مستقر گرديده است ؛ و براى اينكه بدانيم چگونه اين عمل انجام مىگيرد ، بمطالبى كه در متن كتاب نوشته است مراجعه مىكنيم .
بوفون پس از اينكه اشاره به چهار عنصر ( خاك ، آب ، هوا و آتش ) مىكند چنين مىنويسد :
« اين چهار عنصر به مقدار كموبيش ، در تركيب كليهء اجسام موجود مىباشد . اجسامى كه خاك و آب در آنها غالب است ، مواد متكاتف و ثابتى بوده 1 ، ولى در اثر حرارت فرار مىشوند ، و اجسامى كه -
( ( هامش : ( 1 ) - عين اين مطلب را ابى البركات بغدادى ( متوفى در سال 745 هجرى قمرى ) در كتاب « المعتبر » جلد 2 صفحهء 171 ( چاپ حيدرآباد دكن ) به اين عبارت گفته است :
« ثابتترين مزاجها آنست كه آب با خاك مخلوط گردد و اجزاء خاكى غلبه پيدا كند و خلاء در بين اجزاء آن نباشد ، و هوا و آتش نيز در تركيب آن داخل نباشد . » ) )