است نه دشمنى تمام از بهر آنكه به ترى تنها ضد اوست و همچنين دشمن آبست نه دشمنى تمام از بهر آنكه بگرمى تنها ضد اوست و آب دشمن زمين است نه دشمنى تمام از بهر آنكه بترى تنها ضد اوست و گرمى و سردى هر دو فعلكنندهاند و گرمى قويتر است و خشكى و ترى هر دو از فعل ايشان پاشندهاند . و ترى زودتر بپاشد از بهر آنكه گرمى اندر كار كردن اندر هر چيزى قويتر است و ترى اندر پاشيدن زود پاشنده تر است و تولد چيزها يعنى ببودن و بباليدن نباتها و اندامها از گرمى و ترى باشد از اينجا معلوم گردد كه اندر هريك از اين مايها قوتى است فعلكننده و قوتى است فعل پذيرنده هرگاه كه گرمى اندر تن مردم اثر كند خشكى پديد آيد و چون سردى اثر كند ترى پديد آيد و همچنين چون خشكى اثر كند گرمى پديد آيد و چون ترى اثر كند سردى پديد آيد و سردى از ترى زودتر از آن پديد آيد كه از خشكى از بهر آنكه اين مايهها دشمن يكديگراند و با يكديگر كوشندهاند و اندر يكديگر اثر كننده و از يكديگر اثر پذيرنده و اندر هر اندامى از اندامهاء يكسان هر مايه باندازهء ديگر است و مزاج هر اندامى يعنى آميزش هر اندامى از گونهء ديگر است و كيفيت هر اندامى و گرمى و سردى و گرانى و سبكى و گشادگى جزوها و پيوستگى آن و نرمى و سختى هريك از گونهء ديگر است و از بهر آنكه زادن آدمى از آب پدر و مادر است و اين هر دو آب از خون پديد آيد و خون از غذا خيزد و غذا از نبات يا از حيوان خيزد و حيوان غذا از نبات يابد و نبات از آب و زمين رويد و اينهمه از مايههاى چهارگانه است و از هر مايه اندر هر نباتى باندازهء ديگر است و هر نباتى اندر هر اقليمى و هر جايگاهى طبع و مزاج آب و زمين آن جايگاه دارد پس هر غذائى كه از نباتى خيزد و هر خونى كه از غذائى خيزد و هر آبى از آن مرد و زن كه از خون ايشان خيزد و هر تنى كه از آن آب خيزد هريك بر طبع و مزاجى ديگر باشد بدين سبب حالها و طبعها و مزاجهاء تنها اندر خورد مزاج پدران و مادران باشد اين قدر كه بيان كرده شد آنست كه طبيب را از حالهاى تن مردم و حالهاى مايهها بجملگى ببايد دانست و اللّه اعلم .
اصول و مبانى نظرى طب سنتى ( گزيده اى از كتاب نخستين ذخيره خوارزمشاهى ) ( فارسى ) — صفحة 40
مساهمون: سيد جواد مصطفوى
ص٤٠