و از بهر آنكه كاينات را جز بدين چهار منفعت كه ياد كرده آمد حاجت نيست و تمامى همهء كائنات بدين چهار معنى حاصل است دانستيم كه اركان چهار است و جز اين چهار نيست .
هامش
- بهطورىكه مىدانيم ، لاووازيه در سال 1781 ثابت كرد كه احتراق ، يعنى تركيب شدن اجسام با اكسيژن ؛ بنابراين وقتىكه زغال مىسوزد كربن آن با اكسيژن هوا كه مادهء اصلى احتراق است تركيب شده ، و توليد گاز كربنيك مىكند ، و مقدار كمى خاكستر نيز در اين عمل باقى مىماند .
نتيجهء اين سوختن توليد حرارت است ، و شعلهء آتشى كه در اين پديده ظاهر مىشود عبارتست از ذرات ذغال كه ملتهب شده و درجهء حرارت آن فوقالعاده زياد گرديده است ؛ و همچنين لاووازيه ثابت كرد كه نه تنها چوب و ذغال و ساير مواد قابل احتراق مىسوزند ، بلكه هرگاه فلزات را نيز در مجاورت هوا حرارت دهيم سوخته ، يعنى با اكسيژن هوا تركيب شده ، اكسيدهاى فلزى توليد مىكنند ، و وزن اين اكسيدهاى فلزى هميشه بيش از وزن فلز مىباشد .
هشت سال پيش از آنكه لاووازيه تحقيقاتى دربارهء سوختن اجسام كرده و حقيقت آن را آشكار سازد ، شئل 1 شيمىدان سوئدى ، از حرارت دادن بىاكسيد دو منگنز و نيترات دو پتاسم ، اكسيژن را بدست آورد و يك سال بعد از او پريستلى 2 شيمىدان انگليسى بدون اطلاع از كشف شئل ، همين گاز را از حرارت دادن مقدارى جيوهء قرمز پيدا كرد ؛ پس در حقيقت كاشف اكسيژن ، شئل و پريستلى بودند نه لاووازيه ؛ و جالب اينجا است كه اين دو دانشمند نمىدانستند كه سوختن اجسام يعنى تركيب شدن آنها با اكسيژن ، و پريستلى اكسيژن را فقط هواى سوزاننده ناميده بود ، و كلمهء اكسيژن كه به معناى مولد آسيد است ، توسط لاووازيه براى اين گاز وضع شد ، زيرا لاووازيه تصور مىكرد گاز مزبور در تمام آسيدها وجود دارد ( بعدها دوىDavy، شيمىدان انگليسى در 1812 معلوم كرد كه اكسيژن در تمام آسيدها موجود نبوده ، و بعضى از آنها مثلا جوهر نمك( Hcl )فقط از ئيدروژن و كلر بدون اكسيژن درست شده است ) .
( ( هامش : ( 1 ) -Scheele( 2 ) -Priestley) )
شيمىدانهاى معروف زمان لاووازيه مانند شئل و پريستلى ، و دانشمندانى كه قبل از اينها بودند ، و حتى طبيعىدانهاى مشهورى از قبيل بوفون و غيره ، همگى به چهار عنصر معتقد بوده و آتش را نيز يكى از عناصر مىدانستند ، و چون در موقع سوختن اجسام ( چوب ، زغال و غيره ) جسم ظاهرا از بين مىرفت و مقدار خيلى كم خاكستر از آن باقى مىماند ، لذا مىگفتند مادهاى بنام آتش در اين اجسام وجود دارد كه در موقع سوختن به شكل شعله متصاعد شده از بين مىرود و آن را فلوژيستيك 3 مىناميدند ، و اجسامى كه به خوبى مىسوختند مثل كربن ، خيال مىكردند از فلوژيستيك خالص ساخته شدهاند و به عكس موادى كه دير مىسوختند مىگفتند كمتر از اين ماده دارند .
( ( هامش : ( 3 ) -Phlogistique) )
راجع به ماهيت آتش كه از چه چيز ساخته شده ، و چگونه با اينكه سوزاننده است ، ذرات آن در چوب و زغال قرار گرفته و سوزانندگى آن از بين رفته ، چنان كه اگر چوب و زغال را بدست