هرقليطوس
( Heraclite )
كه با داراى بزرگ هخامنشى معاصر بوده و بسال 388 قبل از ميلاد مسيح به دنيا آمد و در سال 315 قبل از ميلاد درگذشت ، معتقد بوده است كه مادهء اصلى كائنات آتش است ، و تمام چيزها از او بتكاثف متكون مىشوند ، چنان كه چون به حدى از تكاثف رسيد هوا مىشود و چون از آن تجاوز كرد آب مىشود و اگر از آن هم تجاوز كرد خاك است . دليل هرقليطوس بر اين عقيده اين بوده است كه آتش را جوهرى بزرگ دانسته و حجم خاك و آبوهوا را در جنب او حقير يافته است ، و معتقد بوده كه آسمانهاى شفاف و ستارههاى روشن همه از آتش ساخته شدهاند ، و هر چيز كه مقدارش بيشتر است بعنصر بودن سزاوارتر است ، خصوصا كه جسمى بحسب طبيعت خالصتر از آتش نيست و گرما در همهء كائنات تأثير دارد .
كسانى هم پيدا شدند كه عقيده بمادهء واحد را كه تمام موجودات از آن ساخته شده باشد رد كرده و هر چهار ماده يعنى خاك ، آب ، هوا و آتش را عنصر دانستند . مبتكر اين مذهب انباذقلس
( Empedocle )
است كه بسال 492 قبل از ميلاد مسيح در شهرى واقع در ساحل جنوبى سيسيل به دنيا آمد و در آن زمان اين شهر يكى از مراكز مهم يونان بشمار مىرفت .
انباذقلس معتقد بود هرچه در جهان است از اين چهار عنصر ساخته شده كه با نيروى مهر به يكديگر اتصال پيدا كرده يا با نيروى كين از يكديگر جدا مىگردند . اين فرضيه سرنوشت خوبى داشته چه باشكال مختلف تا قرن هيجدهم مورد قبول بوده است « 1 » .
بوفون كه يكى از طبيعىدانهاى بزرگ فرانسه در نيمهء دوم قرن هيجدهم بود نيز به همين چهار عنصر معتقد بوده و در جلد اول كتاب تاريخ طبيعى خود صفحهء 510 چنين مىنويسد :
« ماده بطور كلى از چهار جوهر اصلى ساخته شده كه بنام عناصر موسوماند : خاك ، آب ، هوا و آتش و اين چهار عنصر بمقادير كموبيش در ساختمان كليهء مواد موجود در طبيعت داخل مىباشد » « 2 »
اين بود تاريخچهء مختصرى از پيدايش عقايد گوناگون دربارهء عناصر ، و در دورانى كه كتاب ذخيرهء خوارزمشاهى تأليف شده ، عقيده به چهار عنصر ( خاك ، آب ، هوا ، آتش ) در بين عموم دانشمندان رواج داشته و در مقدمات كتب پزشكى آن زمان فصلى را تشكيل مىداده است ، و چنان كه گفتيم اين عقيده تا اواخر قرن هيجدهم ميلادى نيز در اروپا به قوت خود باقى بود .
اكنون بايد بگوئيم كه قدما براى اين چهار عنصر صفات و خواصى قائل بودند كه وجه امتياز آنها از يكديگر بشمار مىرفت .
امروز ما براى عناصر مختلف ، يك عده خواص فيزيكى و شيميائى قائليم كه از صفات مشخصهء آنها بشمار مىرود ؛ مثلا مىگوئيم اكسيژن گازى است بيرنگ ، بىبو ، داراى وزن مخصوص . . .
هامش
( 1 ) - تاريخ علم صفحهء 261
( 2 ) - عين عبارت كتاب را براى مزيد اطلاع خوانندگان ذيلا درج مىكنيم :« La matiere en general est composee de quatre substances prin - cipales , qu'on appelle elements : la terre , l'eau , l'air et le feu , entrent tous quatre en plus ou moins grande quantite dans la composition de toutes les matieres particulieres » .