تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول و مبانى نظرى طب سنتى ( گزيده اى از كتاب نخستين ذخيره خوارزمشاهى ) ( فارسى ) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠
در طبيعت ديده مىشود ، بواسطهء اختلاف در نوع و مقدار املاح و مواد خاكى است كه در آنها وجود داشته و پس از عمل تقطير در ته قرع باقى مىماند . جدا كردن اجسام از يكديگر فقط بوسيلهء عمل تقطير انجام نگرفته ، بلكه دانشمندان قديم بوسيلهء يك سلسله اعمال فيزيكى ، مكانيكى و شيميائى موفق شدند عدهء زيادى از مواد را به حالت خلوص بدست آورند ، مثلا از راه حل كردن مواد در آب و تبلور تدريجى چنان كه امروزه نيز معمول او بنام
Cristallisation fractionnee
موسوم است اجسامى مانند بوراكس « 1 » و انواع زاجها و املاح ديگر را به حالت خلوص تهيه كرده و همچنين بوسيلهء حرارت دادن سنگهاى معدنى با مواد مختلفى از قبيل زغال و غيره ، و يا از راههاى ديگر شيميائى توانستند بسيارى از فلزات را از معادن استخراج كنند ، و روش‌هائى كه امروزه در دنيا براى انجام اين امور به كار مىرود با جزئى اختلاف همانست كه در قديم معمول بوده است . در نتيجهء اين عمليات و تجربيات مختلف ، قدما به خوبى پى بردند كه انواع مختلفهء اجسام موجود در طبيعت ، با وجود اختلافات ظاهرى گوناگون كه با هزاران شكل در دسترس بشر قرار گرفته است ، در حقيقت از يك عده مواد ساده‌ترى ساخته شده ، و از اختلاط و امتزاج اين مواد با يكديگر تمامى كائنات بوجود آمده است ؛ و همين دقت و موشكافى آنها را بتفكر دربارهء ساده‌ترين موادى كه بعنوان مايه‌هاى اصلى
هامش
( 1 ) - بوراكس كه امروزه در كشورهاى اروپا و امريكا از منابع مختلف معدنى استخراج و براى مصارف پزشكى و صنعتى به كار مىرود ، و سالى در حدود پنجاه تن نيز بايران وارد مىشود ، در ايران قديم نه تنها بطور خالص تهيه و به مصرف مىرسيده ، بلكه يك منبع مهم صادرات ايران باروپا بوده است ، زيرا تا اواخر قرن هيجدهم ، دانشمندان اروپا راه تهيهء آن را نمىدانستند . بوفون( Buffon )طبيعىدان معروف فرانسوى در اواخر قرن هيجدهم كتاب تاريخ طبيعى خود را در شش مجلد تأليف كرده و در جلد دوم صفحهء 257 راجع ببوراكس چنين مىنويسد : « بوراكس ملحى است كه از آسيا براى ما مىآيد و مسافرينى كه اخيرا از آن قاره آمده‌اند تعريف مىكنند كه اين ملخ در بعضى از ولايات ايران و مغولستان و هندوستان يافت شده و از آن نقاط ، مخصوصا از ايران باروپا فرستاده مىشود » بايد دانست كه كلمهء بوراكس از به ورق عربى گرفته شده و اين كلمه نيز از بورهء فارسى اقتباس گرديده است . جالب اينجا است كه با وجود شيمىدان بزرگى مانند لاووازيه و طبيعىدان معروفى نظير بوفون و معدنشناس ماهرى مثل بمار( Bomare )در كشور فرانسه ، معهذا اروپائيان تا اواخر قرن هيجدهم ميلادى از تهيهء بوراكس عاجز بوده و براى پى بردن بجزئيات استخراج و تهيه و تخليص اين ملح يك نفر را بايران فرستادند ؛ آن شخص در اصفهان بسال 1764 با متخصصين فن ملاقات كرد و تمام ريزه‌كاريهاى مربوطه را فراگرفت و مشاهدات و تحقيقات خود را براى بمار معدنشناس فرانسوى نوشت و بمار متن اين نامه را كه حاوى چگونگى استخراج و تصفيهء بوراكس است در كتاب معدنشناسى خود درج كرد ، و بوفون عين آن را از آن كتاب اقتباس و در كتاب تاريخ طبيعى خود نقل نموده است و ما اصل آن كتاب را در دست داريم . به‌طورىكه از مطالعهء آن معلوم مىشود عمل تبلور تدريجى و اعمالى شبيه بآنرا كه براى تهيه و تخليص املاح به كار مىرود ، اروپائيان از ايرانيان فراگرفته‌اند .