در ساختمان كليهء اجسام به كار رفته است انداخت .
از چند قرن قبل از ميلاد مسيح مردمان متفكرى در يونان پيدا شدند كه دربارهء اين مطلب كه ماده چگونه ساخته شده ، و اجسام از چه عنصرى بوجود آمدهاند ببحث و تحقيق مشغول بودهاند ؛ و چنين به نظر مىرسد كه در آن زمانها اهل نظر چون ديدهاند بسيارى از چيزها به يكديگر متبدل مىگردند ؛ و اختلافهائى كه در جهان مشاهده مىشود غالبا صورى است ، پى بردهاند باينكه شمارهء اشياء حقيقى بسى كمتر از آنست كه در بادى امر به نظر مىرسد ، و شايد حقيقت واحدى باشد كه اشياء روزگار و احوال آنها تبدلات و تجليات او باشند .
از قرن ششم پيش از ميلاد در يونان كسانى نام برده مىشوند كه در جستجوى اين وجود اصيل بوده و معتقد بودند كه دنيا از يك مادهء اوليه و بقول خودشان از يك مادة المواد « 1 » تشكيل شده است كه نمودهاى گوناگون او عالم كون و فساد و تغيرات را پديدار مىسازد ؛ و دربارهء آن رأيها و فرضها اظهار داشتهاند كه هريك بجاى خود شايان دقت و شامل پارهاى از حقيقت است .
فرضيهء وحدت ماده در تاريخ علم اهميت شايانى داشته و امروزه نيز با اطلاعاتى كه دربارهء ساختمان داخلى آتم در دست است صحت اين فرضيه بيش از هر موقع ديگر مورد تأييد مىباشد زيرا چنان كه مىدانيم كليهء اجسام از اجتماع اتمها تشكيل شده و هر اتم از دو قسمت مختلف بوجود آمده است : قسمت مركزى كه بنام هسته خوانده مىشود و شامل اجزائى باسم پرتون و نوترون است ، و قسمت محيطى كه شامل الكترونها مىباشد . الكترونها دور هسته در مدار تقريبا معينى مىچرخند . سادهترين اتمها اتم ئيدرژن است كه تنها از يك پرتون و يك الكترون تشكيل يافته است ، و در اجسام ديگر بتدريج عدهء پرتونها و الكترونها زياد مىشود ؛ بهطورىكه مىتوانيم فرض كنيم كه هريك از عناصر از اجتماع عدهاى اتم ئيدروژن ساخته شده است .
پروت
( Prout )
در اوايل قرن نوزدهم بدون اينكه از تشكيلات داخلى اتم مطلع باشد همين فرضيه را اظهار داشته و آتم ئيدرژن را مايهء اصلى كليهء موجودات مىدانست ؛ زيرا در آن زمان دانشمندان جرم آتمى عناصر مختلف را بدست آورده و آن را مضرب كاملى از جرم اتمى ئيدرژن يافته بودند و اكتشافات ديگرى نيز به عمل آمد كه فرضيهء وحدت ماده
( Unite de la matiere )
را تأييد و تصديق كرد .
نخستين دانشمندى كه قائل بوحدت ماده شد طالس ملطى
( Thales de Milet )
است كه در سال 624 قبل از ميلاد متولد و در 545 قبل از ميلاد بدرود زندگى گفته ، و اين دانشمند آب را مادة المواد و مايهء حقيقى موجودات مىدانسته و دليل او بر اين عقيده اين بوده است كه هركس بدون زحمت اقسام سهگانهء جامد و مايع و بخار آن را مىبيند ، و هركس مىداند بخارى كه از ديگ برميخيزد همان آب ديگ است كه بتدريج با جوشيدن كم مىشود و به اين صورت بخار درمىآيد ، و برف و يخى كه در كوهساران است چون به جاهاى گرم برده شود مبدل به آب مىگردد ، و يافتن پيوند ميان ابر و مه و شبنم و باران و تگرگ با آب رودخانهها و درياها كار دشوارى نيست .
آب در همه جا بيكى از اين سه شكل ديده مىشود ؛ آيا اگر چنان تصور شود كه اين آب ممكن است به اشكال ديگرى نيز درآيد مبالغه و بىاحتياطى شده است ؟ بعلاوه واضح است كه زندگى بدون وجود آب امكان ندارد و هرجا كه آب پيدا شود زندگى ببهترين و وسيعترين شكل خودنمائى مىكند .
هامش
( 1 ) -Materia prima