شادى و غم همىبايد يافت و اين همه سببهائى است از بيرون تن كه او را از حال به حال مىگرداند و يار مىشود با سببهاى تباهكننده كه زندرون اوست و تن او را از آن فراز هم آوردهاند چنان كه ياد كرده آمده است لاجرم كوشيدن صورت را اندر نگاهداشتن اين پيوند اثرى نيست پس بضرورت چيزى مىبايست كه اين صورت را يارى دهد از بيرون تا قوت او تمامتر باشد و آن علم طب است كه ايزد تعالى ارزانى داشته است و هرگاه ايزد تعالى تقدير كرده باشد كه تنى را اين اتفاق افتد كه قوت صورت با تدبير طبى يار شود اين پيوند ميان مايههاى آن تن بتقدير ايزد تعالى ديرتر بماند و چندانكه بماند اين تن نيك حالتر باشد و تن درستتر از تنى كه نه بر اينگونه اتفاق افتاده باشد و اگر چنان شخصى بيمار شود اتفاقا از بيمارى آسانتر و زودتر بيرون آيد باذن اللّه تعالى .
باب 3 - اندر شناختن مايههاى چهارگونه
توضيح و تفسير
افراد بشر از ازمنهء بسيار قديم ، انواع گوناگون موجوداتى را كه در اطراف خود مشاهده مىنموده و با آنها سروكار داشته است مورد توجه قرار داده ، و بواسطهء اختلافات ظاهرى فاحشى كه بين اين موجودات مىديده ، آنها را بسه دستهء متمايز از يكديگر تقسيم نموده و بنام حيوانات نباتات و جمادات ناميده است . در كتاب « تاريخ علم » صفحهء 601 راجع به اين موضوع چنين مىخوانيم :
« از زمانهاى بسيار دور سنگهاى گرانبها را براى آرايش زنان يا براى هدفهاى تشريفاتى جمعآورى مىكردند ، و همان گونه كه اطلاعات قديمى در خصوص جانوران و گياهان وجود داشته در مورد سنگها نيز چنين بوده ، و سه مملكت طبيعت ( جماد ، نبات ، حيوان ) را نيز مردم ما قبل تاريخ مىشناختهاند »
و نيز از زمانهاى قديم ؛ دانشمندان بتجربه دريافته بودند كه موجودات عالم از مواد مختلفى ساخته شدهاند كه با يكديگر آميخته گرديده و مىتوان اين مواد را از هم جدا كرد ؛ مثلا مىدانستند كه آب شور درياها و آب گلآلود رودخانهها در هنگام بارندگى ، و آب زلال چشمهها و آبهاى معدنى همه داراى يك مادهء مشترك بنام « آب » هستند و آن را بوسيلهء عمل تقطير جدا كرده بنام آب خالص ناميدند و ملاحظه كردند كه اين آب مقطر خالص ، چه از آب شور درياها گرفته شده باشد ، و چه از آب گلآلود رودخانهها ، همواره داراى صفات و خواص ثابتى بوده و بعبارت ديگر همهء آبهاى مقطر شبيه بيكديگرند . بنابراين اختلافى كه در آبهاى گوناگون موجود