تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول و مبانى نظرى طب سنتى ( گزيده اى از كتاب نخستين ذخيره خوارزمشاهى ) ( فارسى ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
ناخن و سه ديگر كف و چهارم ساعد و نام هريك و كار هريك ديگر است ؛ بدين سبب آن اندامها را يكسان گفته‌اند و آن اندامهاء ديگر را پيوسته و بتازى آن را بسيط گويند و متشابه الاجزاء نيز گويند ، و اين را اعضاء مركب گويند و الاعضاء الاليه نيز گويند . و سيّم اخلاط است چون بلغم و خون و صفرا و سودا . و چهارم روح‌ها است چون روح طبيعى و روح حيوانى و روح نفسانى و شرح هريك اندر جايگاه خويش گفته شود . پنجم طبع‌ها و مزاج‌هاى اين چهار چيز كه گفته آيد . ششم قوّتها چون قوّتهاء حس و حركت و قوتهاء ديگر چون جاذبه و ماسكه و هاضمه و دافعه و مغيره و ناميه و مولّده و مصوّره . گونهء دوم - چهار چيز است : يكى حالهاى تن مردم است چون مزاج اصلى كه بدان زاده باشد . دوم حالهاى او اندر سالهاى عمر . سوم مزاج نرى و مادگى . چهارم عادتها و خو كردن با چيزها . گونهء سوم - چيزهائى است كه بيرون تن اوست و حالهاى شهرها و خانه‌ها . گونهء چهارم - حالهاى تن درستى است كه مزاج هر اندامى از اندامهاى يكسان و مزاج اخلاط و مزاج ارواح همه چنان باشد كه بايد و قوّتهاء اندامها چون قوّت معده و جگر و غير آن همه كارهاى خويش مىكنند بتمامى و آسانى . اينست چيزهاى طبيعى . و هرگاه كه از اين چيزها يكى بگردد و بر خلاف آن شود كه بايد آن حال ناطبيعى باشد و ناتندرستى . و ببايد دانست كه هر كارى را سببى است . سبب نزديك طبيبان چيزى را گويند كه نخست آن چيز باشد ، و از بودن آن اندر تن مردم حالى پديد آيد ، و بعضى سبب‌ها
اصول و مبانى نظرى طب سنتى ( گزيده اى از كتاب نخستين ذخيره خوارزمشاهى ) ( فارسى ) — صفحة 16 | سيد جواد مصطفوى / اسماعيل الجرجاني ( زين الدين ) / سيد جلال مصطفوى