منى بسيار رقيق باشد يعنى تنك و حوالى زهار از موى خالى باشد و فرزند كم زايد و دختر زايد .
خايه سرد و خشك - اندر همه حالها با مزاج خشك برابر بود مگر آنكه منى غليظ باشد و اندك باشد .
گفتار سوم - اندر ياد كردن خلطهاى چهارگانه « 1 » و اين گفتار شش بابست :
تفسير و توضيح
هامش
( 1 ) - مكتب طب اخلاطى( Humorisme )كه واضع آن را بقراط طبيب معروف يونانى مىدانند ، مدت 16 قرن در سراسر كشورهاى جهان حاكم بر اصول علم طب بوده و كليهء پزشكان دنيا كم و بيش از آن پيروى مىكردهاند ، در چند قرن اخير ، دانشمندان اروپا همان مكتب را كه براساس مايعات درونى بدن استوار بوده پذيرفته و ضمن تغييرات نامحسوس و تدريجى ، به صورت علمىتر درآوردند .
طب اخلاطى مسلما پيش از بقراط نيز وجود داشته و آن پزشك دانشمند اصول آن را از پيشينيان اقتباس كرده است .
بقراط ، انباذ قلس( Empedocle )و ديگران به چهار عنصر ( خاك ، آب ، هوا و آتش ) و چهار خاصيت اين عناصر ( گرمى ، سردى ، ترى و خشكى ) معتقد بوده و بوجود چهار مايع اصلى در بدن انسان و حيوانات قائل بودند كه آنها عبارتند از : خون ، بلغم ، صفرا و سودا ، و دخالت اين چهار مايع را در كليهء حالات بدنى اعم از تغييرات فيزيولوژيك و پيدايش بيماريها و بهبود حال بيماران مؤثر دانسته و مىگفتند هرگاه اين چهار مايع به نسبت طبيعى و متعادل با يكديگر در بدن وجود داشته باشد بدن سالم است ، ولى اگر يكى از اين مايعات يا چند تا از آنها از نظر كمى ( نسبت بساير اخلاط ) يا از نظر كيفى متحمل تغييراتى شوند ( خواه اين تغييرات به علت سوء تغذيه يا تنفس هواى فاسد يا بواسطهء شدت گرماى هوا باشد كه در اين صورت آنچه از بدن دفع مىشود افزايش پيدا نموده و يا بالعكس فضولات در بدن متراكم مىگردند ) تعادل اين مايعات برهم خورده ، و در اين حال ساختمان طبيعى بدن تغيير كرده و مواد مختلفى بوجود مىآيد كه طعم آنها تلخ ، شور ، شيرين ، ترش يا بىطعم مىباشد و برحسب كموبيشى مقدار يا كيفيت آنها كموبيش زيانآور مىگردند ، و به اين ترتيب امتلا( Plethore )يا لاغرى شديد بروز مىكند .
قدما معتقد بودند كه طبيعت براى اصلاح حال بدن چند راه را انتخاب مىكند :
يكى از آنها تغييراتى است كه در اثر عكسالعمل طبيعت در داخل بدن انجام گرفته و هدفش اينست كه بدن را به حالت و طبيعت اصلى خود برگرداند و اين عمل را تعديل ناميده و داروهائيكه براى انجام اين منظور به كار مىبردند محلل مىناميدند ، در حالت دوم طبيعت به ترتيب ديگرى عمل -