معده سرد - آرزوى طعام بيش از گواريدن باشد و طعام ترش شود و آروغ ترش برآرد و طعامهاى سرد آرزو كند و آن بهتر تواند خورد و از آن رنجور شود .
معدهء تر - تشنگى اندك باشد و چيزهاى تر آرزو كند .
معدهء خشك - تشنگى بسيار باشد و اندكى آب او را كفايت باشد و اگر آب بسيار خورد بر وى گران گردد و خوردنيهاى خشك آرزو كند و بسيارى آن زيان دارد و فرق ميان مزاج عارضى و اصلى آنست كه صاحب مزاج اصلى چيزها مانند مزاج خويش آرزو كند و صاحب مزاج عارضى چيزها مخالف مزاج آرزو كند مگر روزگارى برآيد و مزاج عارضى همچون مزاج اصلى گردد آنگاه چيزها مانند مزاج آرزو كند .
فصل 6 - اندر شناختن مزاجهاى خايه :
خايهء گرم - خداوند خصيهء گرم را بر زهار و حوالى آن موى بسيار باشد و بسيار جماع باشد و فرزند نرينه بسيار آيد .
خايهء سرد - احوال آن ضد خصيهء گرم باشد .
خايهء تر - بسيار منى باشد .
خايه خشك - منى سخت غليظ باشد و زود خواب بيند و بر جماع حريص گردد و بسيار فرزند باشد و بر زهار و حوالى آن موى بسيار دارد ليكن زود از كار بازماند و اگر الحاح كند سخت زيان دارد .
خايهء گرم و تر - منى بسيار باشد و قوام آن تنك باشد و اندر شهوت جماع بيش از خداوندان مزاج گرم و خشك باشد ليكن بسيار كردن ويرا كمتر زيان دارد و موى بر حوالى زهار به اندازه باشد .
خايه گرم و خشك - اندك منى باشد و رقيق و بر جماع حريص بود و موى زهار او اندك بود و خايهء او در غايت كوچكى باشد و بيشتر فرزند او بسقط رود .
خايه سرد و تر - دير بالغ شود و دير اندر كار آيد و بر جماع حريص نباشد و