باب 1 - اندر شناختن آنكه خلط چيست و چند است
- ببايد دانستن كه خلط رطوبتى است اندر تن مردم روان و جايگاه طبيعى مر آن را رگها است و اندامهائى كه ميان آن تهى باشد چون معده و جگر و سپرز و زهره و اين خلط از غذا خيزد و بعضى خلطها نيك باشد و بعضى بد ؛ آنچه نيك باشد آنست كه اندر تن مردم اندر افزايد و ببدل آن تريها كه خرج مىشود بايستد و آنكه بد باشد آنست كه به اين كار نشايد و اين آن خلط باشد كه تن از آن پاك بايد كرد بداروها . و خلطها چهار گونه است خونست و بلغم و صفرا و سودا .
هامش
- مىكند و آن اينست كه خلط را اگر غليظ شده باشد رقيق و اگر رقيق شده باشد غليظ كرده و از بدن دفع مىنمايد ، و اين عمل را نضج اخلاط مىگفتند و معتقد بودند اين عمل به علت دخالت قوهء مدبرهء بدنى كه آن را طبيعت مىناميدند انجام مىگيرد و آن را به قوهاى نسبت مىدادند موسوم به نيروى حياتى .
عمل نضج مواد توأم با حالاتى كموبيش خطرناك در بدن بوده و منتهى به حالتى مىشود بنام بحران كه گاهى سرانجام آن بنفع بدن و زمانى وخيم و خطرناك مىباشد و در اين بحران مواد زائد از بدن دفع شده و اگر منجر بسلامت بيمار گردد ، مواد زائد از راه مدفوع و عرق و ادرار يا قى دفع مىشود ، اگر طبيعت قادر بدفع اخلاط فاسد نباشد ، اين مواد بجاى اينكه از بدن دفع شوند متوجه اعضاء و احشاء داخلى بدن شده و توليد رسوب مضرى در اعضاء مزبور مىنمايند ، ولى غالبا كليهء اجزاء بدن به علت ارتباط عملى صميم كه با يكديگر دارند مانند عامل واحدى اثر كرده و در عمل نضج يا بحران شركت مىنمايند و اگر بحران مساعد باشد بيمار بهبود مىيابد .
اين بود خلاصهء تئورى خلطى بقراط ، ولى بقراط بروز بيماريها را منحصرا به علت دخالت مايعات بدن( Humeurs )نمىدانست ، بلكه اختلالات اعضاء بدن و قواى طبيعى آنها را نيز مؤثر مىدانست و در حقيقت بايد آن را بجاى مكتب اخلاطى( Humorisme )مكتب طبيعى( Naturisme )ناميد . - بعقيدهء جالينوس ، همآهنگى چهار خلط ، سلامت بدن را تأمين مىكند ؛ هرگاه تعادل كاملى بين اين اخلاط موجود باشد ، بدن سالم بوده و اعمال آن طبق قوانينى كه حاكم بر آنها است انجام مىگيرد ، و برحسب همين اخلاط است كه چهار مزاج دموى ، بلغمى ، صفراوى و سوداوى قائل بودند .
اكثر امراض در اثر غلبه يا ضعف اين اخلاط اربعه بروز مىنمايد . غلبهء مقدار آنها امتلا( Plethore )را بوجود مىآورد ؛ هريك از اين اخلاط ممكن است عفونت پيدا كرده و آثار آن در تمام بدن ظاهر شود ، همچنين تحت تأثير بعضى عوامل اخلاط بدن ممكن است گرمتر ، سردتر ، خشكتر ، ترتر ، شيرينتر ، شورتر ، عفصتر ، ترشتر از آنچه در حال طبيعى هستند بشود .
اين عقايد تا قرن 16 و 17 ميلادى در اروپا به قوت خود باقى بود و سپس تدريجا بواسطهء دخالت علم شيمى و زيستشناسى و علوم ديگر متحمل تغييراتى شده و به صورت امروزى درآمد .