بر تن او كمتر باشد و رگهاى او فراختر باشد و خون اندر تن وى بسيار باشد و بر گرسنگى صبر تواند كرد از بهر آنكه چربى خون او بسبب گرمى مزاج غذاى او گردد و چون غذا همىيابد اگر طعام كمتر يابد صبر تواند كردن و كسى كه از غم يا از رنج پيه او گداخته شده باشد و رگهاى او باريك مانده و خون او اندك باشد بر گرسنگى صبر نتواند كرد و تنى كه اندامهاى او آگنده باشد و گوشت او سخت باشد مزاج او بسردى ميل دارد يا به خشكى يا بهر دو و كسى كه گوشت او نرم باشد و سخت آگنده نباشد يا گرمى بر مزاج او غلبه دارد يا ترى يا هر دو و تن هاى معتدل را گوشت بيش از پيه باشد و گوشت اندام اين قوم اندر سختى و نرمى معتدل باشد و اللّه اعلم .
باب 6 - اندر نمودن حال عادتها
- هرگاه كارى بسيار بار اندك اندك كرده شود يا غذائى بسيار بار اندكاندك خورده شود آن كار و آن غذا عادت گردد تا بسيار تنها بسبب عادت كردن چيزى چنان شود كه آن عادت وى را چون مزاج اصلى شود و بدان جاى رسد كه اگر كارى بد يا غذائى بد عادت كند زيان ندارد و ليكن زيان داشتن آن مر تن را ديرتر و كمتر پديد آيد و غذا و كارهاى نيك كردن چون عادت گردد منفعت آن زود پديد آيد و عادت كردن چيزهاى بد زيان دارد و دست از آن عادت بداشتن و بدان عادت بماندن هم زيان دارد . اما ماندن بر آن عادت از بهر آن زيان دارد كه عادتى بد است و دست بداشتن از بهر آن زيان دارد كه عادت است ؛ و عادت كردن چيزهاى نيك سود دارد و دست بداشتن از آن عادت زيان دارد ؛ و همچنانكه مزاج مادرزادى بگردانيدن دشوار و با خطر باشد ، عادت نيز بيكبار بگردانيدن دشوار باشد ليكن اگر تنى را حاجت باشد بدانكه عادت بگرداند بتدريج بايد گردانيد اندكاندك و هرگاه كه مزاج مادرزادى بد باشد آن را هم بتدريج اندكاندك بغذاها و كارها كه ضد آنست ببايد گردانيد ؛ و كارها و حركتهايى كه مردم را از آن رنج و ماندگى باشد و يا سرمائى رسد و يا گرمائى و همچنان كارهائى كه حاستها و قوتها را اندران به كار بايد داشتن چون چيزى نبشتن و خواندن و چون