احتباس سديم در بدن شده ، و هرجا احتباس سديم در كار باشد احتباس آب نيز هست « 1 » .
در بىكفايتى سورنال سديم بشدت از كليهها دفع شده ، و آب نيز به همان شدت دفع مىگردد ؛ بنابراين كسانى كه سورنال آنها كمتر از سورنال اشخاص سالم و طبيعى كار مىكند ، مقدار آب بدنشان كمتر بوده و خونشان كم آب
( anhydremie )
و غليظ
( H emoconcentration )
مىشود ؛ و اشخاصى كه سورنالشان بيشتر كار مىكند پلاسماى خونشان نسبت به اشخاص عادى آبدارتر و رقيقتر است .
« در بىكفايتى حاد سورنال مقدار بول زياد مىشود كه علت آن دفع سديم توأم با دفع كلر و آب مىباشد ، و از اين راه آب و سديم و كلر پلاسما و مايع ميان بافتى كم شده و خون غليظ گرديده ، و حجم پلاسما و مايع ميان بافتى نقصان مىيابد ، ولى آب داخل سلولها اندكى زيادتر مىشود .
تجويز هورمون كورتيكو سورنال آب و الكتروليتها را به پلاسما برگردانده كه حجم و تركيب معدنى اوليه را پيدا مىكند . « 2 » »
اين زيادى و كمى آب در بدن ، چنان كه قبلا گفتيم ، همانست كه قدما بلفظ مزاج تر و مزاج خشك مىناميدند ، و منظور از كلمهء تر و خشك زيادتر و كمتر بودن آب نسبت به ميزان طبيعى و متوسط بوده است ؛ و اگر اين زيادى و كمى از حد معينى تجاوز كرده ، اختلالاتى ايجاد كند ، سوء مزاج تر و سوء مزاج خشك ايجاد مىكند . قبلا راجع به مزاجهاى گرم و سرد بحث كرديم ، و گفتيم كه هرگاه غدد تيروئيد و سورنال بيش از اندازه طبيعى و عادى كار كند ( هيپرتيروئيدى و هيپراپى نفرى ) ، متابليسم بازال بالا رفته ، و افرادى كه چنين وضعى را دارند ، قدما آنها را گرم مزاج مىناميدند ، و هرگاه غدد مزبور كمتر از حال طبيعى و متوسط فعاليت نمايد ، و بعبارت ديگر بىكفايتى در عمل آنها مشاهده شود ، متابليسم بازال پائين آمده ، و چنين اشخاصى را قدما صاحب مزاج سرد مىناميدند ؛ اكنون گوئيم اگر تيروئيد بيش از وضع طبيعى فعاليت نمايد آب بدن نيز كمتر شده و خشكى عارض مىشود ؛ تعداد افرادى كه هيپرتيروئيدى دارند ، در اجتماعات بشرى فوقالعاده زيادند و قدما مىگفتند ؛ اشخاص مزبور داراى مزاج گرم و خشكاند ؛ همچنين در بىكفايتى تيروئيد كه توأم با پائين آمدن متابليسم بازال مىباشد . رطوبت بدن نيز زياد مىشود ، قدما مىگفتند اشخاص مزبور صاحب مزاج سرد و تر مىباشند ؛ در مورد سورنال بايد بگوئيم ، كسانى كه افزايش فعاليت اين غده را دارند ، درعينحال كه متابليسم بازالشان بيش از عادى است ، آب بدنشان نيز زيادتر بوده ، و چنين افراد را قدما داراى مزاج گرم و تر مىناميدند ، و در بىكفايتى سورنال كه با كاهش متابليسم بازال آب بدن نيز كم مىشود ، پزشكان قديم ، اين قبيل اشخاص را صاحب مزاج سرد و خشك مىدانستند .
تبصره - غدد ديگر مانند هيپوفيز ، لوزالمعده و تيموس و غيره نيز در متابليسم بازال و متابليسم آب در بدن تأثير دارند ، ولى به علت ارتباط صميم غدد مترشحهء داخلى با يكديگر ، نتيجهء نهائى همانست كه در مورد غدد تيروئيد و سورنال شرح داديم ؛ بعبارت ديگر ، تأثير كلى غدد مترشح داخلى در بدن از نظر متابليسم بازال آنست كه باعث افزايش و يا كاهش آن شده كه قدما بلفظ مزاجهاى گرم و سرد مىناميدند ، و از نظر مقدار آب در بدن باعث ازدياد يا نقصان آب شده كه بنام مزاجهاى تر و خشك
هامش
( 1 ) - فيزيولوژى هوسه جلد 1 صفحهء 684 ( ترجمه فرانسه ) .
( 2 ) - فيزيولوژى هوسه جلد 1 ترجمه فرانسوى صفحهء 687