توانائى مقاومت با آن را دارد . « 1 »
اين مطلب نيز در كتابهاى طب قديم ديده مىشود ؛ چنان كه در كتاب كامل الصناعه ضمن شرح هشت عامل كه براى ايجاد سرما در بدن ذكر مىكند ، اولى آنها همين سرماى محيط است كه مدت آن طولانى شود و مىنويسد :
« ملاقاة البدن للاشياء التى تبرد بالفعل كالذى يعرض لمن يلقى بدنه الثلج و الهواء البارد اذا طال لقاؤه لهما حتى تجمد الحرارة الغريزية لانه متى لم يبطل مكثه اسخن بما يحقن من الحرارة الغريزية الى داخل البدن و اذا طال مكثه و لقاؤه لذلك غارت الحرارة الغريزية الى داخل عمق البدن و جمدت » يعنى :
« ملاقات بدن با چيزهايى كه بالفعل سرد مىكند مانند مجاورت بدن با برف و هواى سرد ، مشروط بر اينكه اين ملاقات طولانى شود ، كه در اين صورت حرارت غريزى از بين مىرود ؛ ولى اگر مجاورت با سرما به طول نيانجامد ، به علت نفوذ حرارت غريزى به داخل بدن ايجاد گرما مىنمايد ؛ در صورت طول مكث ، چنان كه گفتيم ، حرارت غريزى را در اعماق بدن غارت كرده نابود مىسازد »
خلاصه همانطور كه امروز يكى از شرايط اندازهگيرى متابليسم بازال اينست كه درجهء حرارت اطاق آزمايش بايد در نقطهء خنثىى حرارتى بوده ، و بعبارت ديگر هواى اطاق نه گرم باشد و نه سرد ، در ازمنهء قديم نيز يكى از شرايط تشخيص مزاجهاى گرم و سرد بوسيلهء حس لمس اين بوده است كه آزمايشكننده ( كه در كتب طب قديم بلفظ لامس نوشته شده ) و كسى كه مورد آزمايش قرار مىگيرد ( ملموس ) هر دو در منطقهء معتدل و هواى معتدل باشند ؛ در غير اين صورت ، ادراك گرمى و سردى از روى حس لمس مناط اعتبار نمىتواند باشد ، و عين عبارت كتاب خلاصة - الحكمة در اينباره كه در صفحهء 194 نوشته شده اينست :
« سزاوار آنست كه اعتبار ننمايند حال ملمس را در هروقت و زمان ، و در هر بلد كه اتفاق افتد نسبت به حال معتدل كه در بلد معتدل الهوا باشد بلكه صحيح و معتبر است حال ملموس در بلد معتدل و هواى معتدل كه قياس نمايند به حال معتدلى كه نيز در بلد معتدل و هواى معتدل باشد . »
شرط چهارم [ شرايط استعمال دارو ]
بهطورىكه قبلا گفتيم ، چهارمين شرط از شرايط اندازهگيرى متابليسم بازال اينست كه چون بعضى داروها مانند تيروكسين ، آدرنالين ، يد و غيره در روى متابليسم بازال تأثير دارند ، بايد 48 ساعت قبل از آزمايش از استعمال هرگونه دارو ، بهر شكل و از هر راه كه باشد خوددارى شود .
بطور كلى هر داروئى وارد بدن شود ، كموبيش روى دستگاه عصبى - غددى تأثير داشته ، و مقدار متابليسم بازال را تغيير مىدهد ؛ بعضى داروها شدت متابليسم را زياد كرده ، و بعضى ديگر كم مىكنند ، و گاهى نيز دارو روى متابليسم بازال بىتأثير است ؛ قدما دستهء اول را داروهاى گرم ، دستهء دوم را داروهاى سرد و آنهائى كه روى متابليسم بىاثرند داروهاى معتدل مىناميدند .
بديهى است بهطورىكه مكرر گفتيم ، منظور پزشكان قديم از گرمى و سردى ، نه اين بوده است كه اگر داروهاى مزبور را لمس كنيم احساس گرمى و سردى در آنها نمائيم بلكه مقصود گرمى و سردى بالقوه بوده ، يعنى پس از ورود به بدن ايجاد حرارت و برودت نمايد .
هامش
( 1 ) - فيزيولوژى دكتر كاتوزيان جلد 2 صفحهء 239