تفريط بر كنار باشد ، زيرا حركت بدن در حد تفريط ، بمنزلهء سكون و يك جا نشستن است ، و همانست كه امروزه بعبارت فرانسوى
« La vie sedentaire »
تعبير مىشود ، و مىدانيم كه اين زندگى بيحركت باعث بطؤ احتراقات بدن شده ، درجهء حرارت را اندكى پائين مىآورد ، پس گرمى ايجاد نمىكند ، و حركات بدنى به حد افراط نيز بعقيدهء قدما به علت فرط تحليل باعث سردى بدن مىشود ، و اين عقيده امروزه نيز به قوت خود باقى است ، چنان كه هوسه
Houssay
در كتاب فيزيولوژى جلد 1 صفحهء 605 مىنويسد :
« حركات بدنى مفرط و شديد ، احتراق گلوكز را در بدن شدت داده و مقدار ذخيرهء آن را بتحليل برده ، ايجاد هيپوگليسمى مىكند ، و در اثر آن ، درجهء حرارت بدن پائين مىآيد . »
ابن سينا عوامل نفسانى را نيز در رديف حركات ذكر كرده و مىنويسد غضب و هم و غم و فرح و سرور به شرطى كه در آن افراط نشود ايجاد حرارت در بدن مىنمايد . هوسه نيز در صفحهء 577 جلد اول فيزيولوژى مىنويسد :
« حالات هيجانى « 1 » بواسطهء ازدياد ضربانات قلب و تغيير تنوس عضلات يا حركات تنفسى پنج الى ده درصد متابليسم بازال را زياد كرده و بر حرارت بدن مىافزايد »
شرط سوم [ درجه حرارت ]
گفتيم كه سومين شرط از شرايط تعيين متابليسم بازال اينست كه درجهء حرارت اطاق آزمايش بايد در نقطهء خنثىى حرارتى باشد . اين درجهء حرارت براى انسان مطبوع و هيچ احساس سردى يا گرمى نمىكند ، بنابراين بدن در مقابل سرما و يا گرما مبارزهاى نمىنمايد . نقطهء خنثىى حرارتى براى انسان بالباس بطور متوسط 18 درجه مىباشد . نقطهء خنثىى حرارتى يعنى 18 درجه را درجهء حرارت
Optima
نيز گويند .
هرگاه درجهء حرارت محيط بالاتر يا پائينتر از 18 درجه شود ، بدن در برابر گرما يا سرماى محيط مبارزه كرده ، و در هرحال حرارت توليد خواهد شد ، توضيح آنكه « موقعى كه حرارت خارجى پائينتر از
Optima
باشد ، براى اينكه حس سرما نشود حرارت بيشترى در بدن توليد مىگردد ، و هنگامى كه حرارت خارجى بالاتر از
Optima
باشد باز توليد حرارت بدن شدت پيدا مىكند ، زيرا مكانيسمهاى منظمكنندهء حرارت بدن ( سرعت ضربان قلب و بخصوص تندى حركات تنفس ) موجب مصرف انرژى اضافى مىگردند » « 2 »
از اينجا به اين نتيجه مىرسيم كه هم گرما و هم سرماى محيط توليد حرارت در بدن مىنمايد ؛ پس در اندازهگيرى متابليسم بازال كه حد اقل انرژى حرارتى توليد شده در بدن را به آن وسيله تعيين مىكنند ، درجهء حرارت محيط بايد معتدل و متوسط باشد ، يعنى نه گرم و نه سرد ، اين اصل كه امروزه آن را در موقع اندازهگيرى متابليسم بازال رعايت مىكنند ، پزشكان قديم ايران نيز براى تعيين مزاجهاى گرم و سرد مورد توجه قرار مىدادند ، توضيح آنكه آنان مىدانستند كه در هواى گرم و سرد ، درجهء حرارت بدن اندكى بالا مىرود ، بنابراين معيار تشخيص مزاجهاى گرم و سرد بوسيلهء لمس پوست بدن ، معتدل بودن درجهء حرارت محيط بوده است . براى تائيد مطلب به كتابهاى قانون و كامل الصناعه مراجعه مىكنيم .
هامش
( 1 ) -E ? tats emotifs( 2 ) - فيزيولوژى دكتر كاتوزيان جلد 2 صفحهء 229 .