دستگاه عصبى - غددى پيدا شود ، بنابراين بايد از خوردن مواد سفيدهاى احتراز به عمل آيد ، زيرا چنان كه قبلا به آن اشاره كرديم . امروز دانشمندان معتقدند آسيدهاى آمينه كه از پروتئينها بدست مىآيد محرك دستگاه عصبى - غددى بوده شدت و سرعت احتراقات بدن را زياد نموده متابليسم بازال را بالا مىبرند ولى تنها نخوردن غذاهائى كه متابليسم بازال را بالا مىبرند كافى نيست بلكه بايد از خوردن غذاهائى كه باعث كاهش متابليسم مىشود نيز احتراز كرد . زيرا در اين صورت پزشك به اشتباه افتاده و تصور خواهد كرد متابليسم بازال شخص مورد امتحان پائينتر از طبيعى است اين مسئله كه در طب امروز ابدا مورد توجه واقع نشده در طب قديم براى تشخيص مزاجها كاملا رعايت مىشده است بنابراين بايد در رژيم غذائى كه امروز براى تعيين متابليسم بازال تجويز مىشود تجديد نظر به عمل آيد و روى هريك از مواد غذائى مزبور بحث و انتقاد شود .
گوشت يكى از مهمترين انواع مواد سفيدهايست بنابراين بدستور دانشمندان كنونى از خوردن هر نوع گوشت بايد احتراز شود ولى در كتب طب قديم فقط گوشت پستانداران و طيور را گرم دانسته ( يعنى اگر كسى آن را تناول كند در بدنش ايجاد حرارتى مىشود زائد بر حرارت غريزى و طبيعى او ) و گوشت ماهى تازه را سرد ذكر كردهاند ( يعنى اگر كسى ماهى تازه تناول نمايد نه تنها ايجاد حرارت اضافى در بدنش نمىشود بلكه از شدت احتراقات نيز كاسته و متابليسم بازال را پائين هم خواهد آورد ) ولى در كتابهاى امروز هيچگونه استثنائى براى مواد سفيدهاى قائل نشده و اشارهاى بماهى تازه در كم كردن متابليسم بازال نكردهاند .
تخممرغ يكى ديگر از مواد سفيدهايست و بنابراين امروز بطور مطلق احتراز از آن را براى رعايت شرايط متابليسم بازال دستور دادهاند ولى اگر بكتب طب قديم مراجعه كنيم مىبينيم بين زرده و سفيدهء آن را از اين لحاظ فرق گذاشته زردهء آن را گرم و سفيدهء آن را سرد و مجموع آن را معتدل دانستهاند .
پس اگر در رژيم غذائى كسانى كه منظور اندازهگيرى متابليسم بازال در آنها است سفيدهء تخممرغ و ماهى تازه داخل كنيم با اينكه اينها از مواد سفيدهاى هستند نه تنها متابليسم را بالا نمىبرند بلكه اندكى هم از مقدار آن خواهند كاست در بين ساير مواد غذائى كه امروزه جزء رژيم مخصوص اندازهگيرى متابوليسم بازال منظور مىشود بعضىها مانند عسل كره و مربا در افزايش متابليسم و بعضى ديگر مثل اسفناج پخته و كدوى پخته در كاهش متابليسم بازال تأثير دارند اوليها را قدما گرم و دوميها را سرد مىدانستهاند .
فايدهء عملى اين بحث علمى اينست كه در امتحانات بالينى ، موارد عديدهاى پيش مىآيد كه پزشك بايد وضع مزاجى بيمار را از لحاظ اندازهء متابليسم و افزايش يا كاهش آن در نظر گيرد ، و اگر روزى برسد كه بنوشتهء دكتر نصرة اللّه كاسمى ، كليهء بيماريها را از نظر ارتباط آنها با اختلالات غدد مترشح داخلى مورد مطالعه قرار دهند « 1 » ، در آن روز اهميت اين مسئله بيشتر معلوم خواهد شد ، زيرا بايد وضع مزاجى هر بيمار را از نظر شدت يا بطؤ احتراقات بدن تعيين نمود ، و آنگاه عكس -
هامش
( 1 ) - دور نيست پس از زمان ما ، عصرى بيايد كه علم الامراض انسانى فقط از همين لحاظ ، يعنى ارتباط امراض با اختلالات غدد مترشح داخلى ، مناط اعتبار باشد و مورد مطالعه واقع شود ( علم الغدد جلد 3 صفحهء 168 )