معتقد بودند ، غذاهاى مزبور علاوه بر خواص غذائى خود آثار داروئى نيز دارند ، و در حقيقت همينطور هم هست ، زيرا يك غذاى پرتئيندار كه تحت تأثير آسيدهاى آمينهء خود مخصوصا آلانين و تيروزين و بالاخص فنيل آلانين ، غده تيروئيد را تحريك كرده و بالنتيجه تيروكسين ترشح مىنمايد ، و به اين وسيله سرعت و شدت احتراقات بدن را زياد كرده و بدن را گرم مىكند ، در حقيقت حكم يك دارو را دارد ، زيرا قرص يا آمپول تيروكسين و گرانول يا آمپول استريكنين نيز داراى همين خاصيت است .
اكنون به كتب طب قديم ايران مراجعه كرده ثابت مىكنيم كه پزشكان قديم غذاهائى را مىشناختند ، كه فاقد اثر تحريكى در دستگاه عصبى - غددى بدن بوده و آنها را بنام غذاى مطلق مىناميدند ، و نيز غذاهائى را كه داراى اين اثر تحريكى مىباشد ، مىشناخته ، و آن را غذاى دوائى و دواى غذائى مىناميدند .
در كتاب « خلاصة الحكمة » صفحهء 161 چنين مىخوانيم « 1 » :
« غذاى مطلق آنست كه تأثير و تأثر آن در بدن بماده فقط باشد نه بكيفيت « 2 » ، بدين قسم كه چون وارد بدن گردد ، بدن از آن متأثر و متغير نشود ، و از مزاج اصلى خود نگردد « 3 » ، بلكه در آن تصرف نموده و صورت غذائى آن را متغير و متبدل گرداند كه صورت اصلى آن نماند « 4 » مستحيل به صورت خلطى شود « 5 » و ما بالقوهء آن را بفعل آورد و مستعد اين شود كه بگردد جزء عضو و بر اقطار ثلثهء اعضاء بيفزايد و فائض گردد بر آن صورت عضوى از مبدأ فياض جل اسمه . »
و در صفحهء 188 بطور صريح ذكر مىكند كه غذاى مطلق حفظ حرارت حيوانى مىكند برساندن بدل مايتحلل و مىنويسد :
« غذاى مطلق كه موصوف بيكى از كيفيات نباشد ، يعنى غالب بر آن كيفيتى از كيفيات اربعه بر مادهء آن نباشد ، بلكه مادهء آن غالب بر كيفيت باشد ، كه از آن خون كامل النضج معتدل المقدار تولد يابد ، باعث گرمى بدن مىشود ، يعنى حفظ حرارت مىنمايد بر حال خود بايصال بدل مايتحلل « 6 » نه بمعنى آنكه احداث مىنمايد در بدن گرمى زياده از گرمى اصلى بدن « 7 » »
هامش
( 1 ) - تأليف محمد حسين علوى . اين كتاب بسال 1185 هجرى قمرى تأليف شده است .
( 2 ) - منظور از كيفيت ، چهار كيفيت گرمى و سردى و ترى و خشكى است كه بالقوه در بسيارى از مواد غذائى موجود بوده ، و اين غذاها پس از ورود به بدن ، كيفيات مزبور را بوجود مىآورند ، مثلا غذائى كه گرم بالقوه است در بدن ايجاد حرارت مىكند .
( 3 ) - منظور از جمله ( بدن از آن متأثر و متغير نشود ) با اصطلاحات علمى امروز اينست كه غذائى يافت شود كه مراكز عصبى - غددى را تحريك نكند ؛ و مقصود از جمله ( بدن از مزاج اصلى خود نگردد ) اينست كه در بدن ايجاد گرمى - سردى - ترى و خشكى نكند .
( 4 ) - و اين عمل پس از هضم غذاها بوجود مىآيد .
( 5 ) - راجع به اخلاط بعدا بحث خواهد شد .
( 6 ) - يعنى آنچه حرارت بوسيلهء تشعشع از بدن دفع شده و در حقيقت بتحليل مىرود ، حرارتى كه از غذاى مطلق توليد مىشود جاى آن را مىگيرد .
( 7 ) - مفهوم ( گرمى اصلى بدن ) از نظر قدما درست با اصطلاح متابليسم بازال كه امروزه در طب معمول است تطبيق مىكند ، و معنى ( گرمى زياده از گرمى اصلى بدن ) كاملا با حرارت اضافى( Extra - chaleur )منطبق مىباشد .