هوسه « 1 » در كتاب فيزيولوژى جلد 1 صفحهء 656 مىنويسد :
« اثر ديناميك مخصوص كه از خوردن پرتئينها بوجود مىآيد . به علت وجود شش آسيد آمينهء زير در آنها مىباشد : گليكوكول ، آلانين ، آسيد گلوتاميك ، تيروزين و فنيلآلانين ، و اين آخرى از همه فعالتر است .
مكانيسم پيدايش حرارت اضافى از غذاهاى پروتيدى اينست كه آسيدهاى آمينهء مزبور ابتدا بر تيروئيد اثر كرده ، و باعث ازدياد ترشح تيروكسين مىشود ، و اين ماده سورنال را بفعاليت واداشته كه در نتيجه آدرنالين فراوانى در خون مىريزد ، و آدرنالين سلسلهء سمپاتيك را متأثر و تحريك مىكند ، و نتيجهء همهء اينها تشديد احتراقات و بالا رفتن متابليسم بازال است .
گلوسيدها ( مواد قندى ) و ليپيدها ( مواد چربى ) نيز اين حرارت اضافى را توليد مىكنند ، ولى مقدار آن خيلى كمتر از حرارتى است كه پرتئينها بوجود مىآورند .
سولا « 2 » در كتاب فيزيولوژى صفحهء 30 مىنويسد كه اگر گلوكز در وريد شخص تزريق كنيم ، متابليسم بازال او بالا مىرود ، و اين عمل مربوط به « اثر ديناميك مخصوص » مىباشد .
هوسه در كتاب خود مىنويسد ، علت پيدايش حرارت مزبور اينست كه افزايش مواد قندى در خون باعث مىشود كه احتراق آن شديدتر شود ، و در مورد چربيها نيز علت ايجاد حرارت اضافى همين افزايش مقدار آن در خون است .
از آنچه ذكر شد معلوم مىشود كه مواد غذائى علاوه بر خواص اصلى خود كه عبارت از بدل مايتحلل و نشو و نما و ايجاد انرژى حرارتى و حفظ حرارت حيوانى باشد ، آثار تحريكى در دستگاه عصبى - غددى نيز داشته ، و از اين راه هم حرارتى اضافه بر حرارت احتراق خود توليد مىكنند ؛ بديهى است اين حرارت از سوختن ذخائر غذائى بدن بوجود مىآيد .
پزشكان قديم ايران به مفهوم « اثر ديناميك مخصوص مواد غذائى » كاملا پى برده بودند ؛ توضيح آنكه اولا آنان مىدانستند كه يكى از خواص مواد غذائى ايجاد حرارت در بدن و حفظ حرارت غريزى است ، و مىگفتند غذا در بدن علاوه بر اينكه بدل مايتحلل شده ، و بر اقطار ثلثه اعضاء مىافزايد ، حكم روغن را در چراغ نيز دارد ، و همانطور كه هر ذره از روغن در چراغ سوخته و نور و حرارت مىدهد ، و سپس ذرات ديگرى از روغن جانشين آن شده حرارت و نور شعله را حفظ مىنمايد ، به همين ترتيب اجزاى غذا يكى پس از ديگرى در بدن سوخته و حرارت اصلى يا غريزى بدن را حفظ مىكند ؛ ثانيا مىدانستند كه بسيارى از مواد غذائى علاوه بر خاصيتى كه ذكر شد تأثير كيفى نيز در بدن داشته ، و پس از هضم و جذب و ورود به بدن ايجاد حرارتى زائد بر حرارت غريزى مىنمايد ، و از اين حرارت زائد درست همان منظور را داشتند كه در كتابهاى كنونى بنام « حرارت اضافى » يا
Extra - chaleur
منظور مىشود .
امروز مىدانيم كه اگر غذا اثر تحريكى در دستگاه عصبى - غددى نداشته باشد ، بتدريج و آهستگى در بدن سوخته و حرارت حيوانى را حفظ مىنمايد ؛ اينچنين غذائى را قدما غذاى مطلق مىناميدند ، و اگر غذا اثر تحريكى در دستگاه عصبى سمپاتيك و غدد مترشح داخلى داشته باشد ، ايجاد حرارت اضافى كرده و چنين غذائى را قدما غذاى دوائى يا دواى غذائى مىناميدند ، زيرا
هامش
( 1 ) -Houssay( 2 ) -Soula