تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 19

مساهمون:

ص١٩
بزرگى پشت مردم كبر دارد * به روى هركسى زشتى گمارد 285 نباشد هيچ كُنجى « 1 » جز كه بدخوى * و پشتِ راست دارد طبع نيكوى كسى كان دست و پاىِ او درازست * بدان كو را بدل در ، كبر و نازست 11 ب ز كوتاهى به دست اندر نشانست * كه او را مبتلائى بر زنانست كفِ دستِ لطيف و نرم و نيكو * دليلست كان خداوندش نكوخو فَهِم « 2 » باشد و زود آموزد او چيز * خردمنديش و دانايى بود نيز 290 و زشتى و درشتى دستِ مَردُم * بضدّ آنكه من زو وصف كردَم قد و بالاىِ مردم معتدل به * نه خشكِ خشك نه فربهء فربه كه فربه را بسى علّت زمانست * مفاجا « 3 » مرگ وى را بر كرانست ازو ضيق « 4 » نفس خالى نباشد * [ و ] با ضيق نفس بازى نباشد نزاران را ز سلّ و دق به بيم است * و ماليخوليا خود مستقيم است 295 خردمندى نباشد در درازان * هنر كمتر بود نيز اندر [ ا ] يشان و كوتاهان هم باشند خود راى « 5 » * همه معجب « 6 » بود كوتاه بالاى « 7 »

دليل دردهاى ناگهانى

دليل دردهاى نارسيده * تن از اندوه آن درد آرميده « 8 » بگويم آنچه زين بابت « 9 » شنيدم * و آن كاندر كتبها « 10 » نيز ديدم
هامش
( 1 ) - كنج ؛ بضم اول : كوژپشت : ( 2 ) - فهم ؛ بفتح اول و كسر ثانى : زودفهم . ( 3 ) - مرگ مفاجا : مرگ ناگهانى . ( 4 ) - ضيق : تنگى . ( 5 ) - خودراى : مستبد . ( 6 ) - معجب ؛ بضم اول و كسر جيم : متكبر و خويشتن بين و خودپسند . ( 7 ) - بالاى : قد . ( 8 ) - آرميده : از مصدر آراميدن بمعنى استراحت كرده ، خوابيده . ( 9 ) - از اين بابت : از اين باره . ( 10 ) - كتبها : كتابها ، جمع عربى را با « ها » دوباره جمع بسته است .