تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
بخاصّه گر طعامش مىنبايد * بناگاهانْشْ اين علّت درآيد بمقعد در ز خاريدن نشانست * كه باسور « 1 » چنين كس را زمانست دليلست بول گنده بر عفونت * بيايد گرم گرم با حشونت « 2 » بهق « 3 » را زود اگر دارو نپرسى * همىافزايد او تا گشت پيسى « 4 » 315 و سرخى روى با ضيق النّفس نيز * نباشد جز جذام « 5 » زشت خود نيز ب 12 و گر طبعى بگردد زانك خود بود * بدانك او را بيايد علّتى زود گرت چيزى به پيش آيد بحيلت « 6 » * بدارش تا نيايد درد و علّت ازين هر علّتى را با يكى فرد « 7 » * بگويم خود ازو دارو توان كرد
هامش
( 1 ) - باسور : نوعى از بيمارى مقعد و بينى ( بواسير جمع باسور است ) . ( 2 ) - حشونت : در لغت « حشونت » ضبط نشده است . اما « حشن » بمعنى بدبو و چركين آمده است . ( 3 ) - بهق ؛ بفتح اول و ثانى [ معرب ، بهك ] : خالها و نقطه‌هاى سياه و سپيد روى بدن ، لك و پيس ، كك‌مك . ( 4 ) - پيسى : ناخوشى جلدى كه پوست نقاط مختلف بدن مريض داراى لكهاى كم‌وبيش وسيع سفيد مىشود ، اين ناخوشى را امروزه نتيجهء بهم خوردن متابوليسم عمومى بدن و عدم اعتدال ترشحات هورمونهاى غدد مترشحه داخلى مىدانند بعضى قارچهاى ذره‌بينى هم كه در روى پوست زندگى مىكنند مىتوانند اين مرض را توليد كنند و در اين صورت مريض زود با مقدارى ضدعفونيهاى سطحى معالجه مىشود ؛ برص . ( 5 ) - جذام : بضم اول ، بيماريى عفونى و مزمن كه سيرش بسيار بطئى و با زخمهاى حاد تحليل برندهء انساج همراه است و آن مخصوص انسان است و سرايتش مستقيم است ، آكله ، خوره ( فرهنگ معين ) . ( 6 ) - حيلت : چاره ( 7 ) - فرد : يك بيت . * * * بقيه حاشيه از صفحه قبل ممكنست مربوط بانسداد كيسه صفرا وى يا ضايعات كبدى باشد كه باز دردها در طرف راست شكم و قسمت‌هاى زير حجاب حاجز و نواحى ستون فقرات احساس مىشود . هم‌چنين قولنج ممكن است بسبب ناراحتىهاى رحمى و دردهاى شديد آنى مربوط به قاعدهء ( ماهانه ) زنان و يا مربوط بضايعات كليوى باشد . ( نقل باختصار از فرهنگ معين ) .