تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧
كه گر بسيار بودى سير ماندى * كه بر خواندنْشْ مردم دير ماندى چو از پيوستنش « 1 » پردخته گشتم * بدرهاى « 2 » پزشكى برگذشتم من اين گفتار را اندام « 3 » دادم * و « دانش‌نامه » اوّل نام دادم 95 من اين را گفتم اندر ماه شوّال * به شصت و سيصد و هفت آمده سال فراوان با دلم انديشه كردم * خردمندى و دانش پيشه كردم 5 آ كه بگزينم شهى دانا و بيدار * كه هست اين خوب دانش را خريدار نَبُد اين جز سپه‌سالار ايران * كزو آباد شد ايران بيران « 4 » به دو مر شاهيان را عزّ و كامست * ببينى ناصر دولتش نامست 100 بده گونه فزونى بر شهان بر * چنو بايد نگهبان بر جهان بر نخستينش خرد ، كوهست مايه * دوم دانش ، كزو يابند پايه سيوم « 5 » نيكى ، چهارم چرب‌گويى « 6 » * و پنجم داد ، ششّم نيك‌خويى و هفتم مردى [ و ] هشتم سوارى * نهم رادى دهم هم بردبارى ازين هريك ، شدست او داستانى * ميان زاد « 7 » مردان چون نشانى 105 ازين هر ده هنر پيدا كنم من * يكايك خوب پس بنمايمش من خردمندى هميشه جوشن او * به دو دارد روان روشنِ او به دو دارد جهان روز « 8 » و شبان راست * نه چون كارِ رمه دارد شبان راست ؟ به دو از ناشنوده گشته آگاه * تواند برد سوى نامده « 9 » راه به دو ناديده را چون ديده بيند * چنان چون پيش چشم ديده بيند 110 فزون بايد خرد آن را كه فرمان * كه درد مهترى را زوست درمان
هامش
( 1 ) - پيوستن : بشعر درآوردن . ( 2 ) - در : باب ، فصل . درها : بابها . ( 3 ) - اندام دادن ؛ نظم دادن : تأليف كردن . ( 4 ) - بيران : ويران . ( 5 ) - سيوم : سوم . ( 6 ) - چرب‌گويى : خوش‌سخنى ، نكته‌سنجى . ( 7 ) - زادمرد : آزادمرد ، جوانمرد . ( 8 ) - روز : در نسخه اصل رووز . ( 9 ) - نامده : در نسخه اصل نابده .
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 7 | حكيم ميسرى / برات زنجانى