تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 4

مساهمون:

ص٤
40 بس اين دورى و نزديكى گذارند * كه هرگز زو جدا بودن نيارند از ايشان ، اين دو ، آيين [ و ] نشانست * كه هر دو برنويشان برنشانست كه دورى كم شود نزديكى آيد * بهم دورى و نزديكى نشايد كه هر چيزى كه گاهى هست و گه نيست * نوى را بيشتر زينش گوه « 1 » نيست كه اين دو نو بود ما را نشانست * كه چرخ و هرچه با او همچنانست 45 دو چيزست اينكه گردون زو رها نيست * ز دورى باز نزديكى جدا نيست چو پيدا شد كه اين هر دو بود نو * هم اين گردون نو آيد زود بگرو تو و من چون بهم باشيم هر دو * جدا نايى « 2 » تو از من يا من از تو جدا بودن يك از ديگر نياريم * كه از ناكام « 3 » هر دو جفت و ياريم چنين بوديم و چونين بود بايد * يك از ديگر جدا بودن نشايد 50 چو من نو باشم و نو باشدم نام * تو همچون من بُوى از كام و ناكام « 4 » چه آنكش در بيابان جاى تنهاست * چه آنكش زير قعر ژرف درياست چه او زير زمين اندر نهانست * چه اندرواى « 5 » زير آسمانست به اندازه بيابد بهره خويش * كه نتواندش كردن كس كم‌وبيش خداى دادگر هم داد فرماى * بدوزخ كرد مر بيداد « 6 » را جاى 55 بود پاداش از آوردهء تو * و باد افراه « 7 » نيز [ از ] كردهء تو همه نور از پى بخشايش آيد * سخن را نام او آرايش آيد سزاى صد هزاران آفرينست * كه او يزدانِ كيهان آفرينست

در نعت « 8 » گويد

هامش
( 1 ) - گوه : گواه . ( 2 ) - نايى : نيايى . ( 3 ) - كام و ناكام : خواه و ناخواه . ( 4 ) - ناكام : ناخواه . ( 5 ) - اندرواى : در هوا ، معلق ، آويخته . ( 6 ) - بيداد : ظلم ، اينجا بمعنى ظالم . ( 7 ) - بادافراه : جز او مكافات بدى . ( 8 ) - نعت : وصف كردن ( بيشتر در مورد خدا و رسول استعمال شود ) .