تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 2

مساهمون:

ص٢

نفى « 1 » جوهر

10 همه گوهر هرآنچ « 2 » او جاى گيرست * و گوهر خواندنش نادلپذير است و جوهر آن بود كو جاى رنگست * سبك باشد همى گر « 3 » نه بسنگست

نفى جسم

12 نه خوب آيد همى گر تنش خوانم * زبان را بر چنين گفتار رانم نه تن باشد كه پهنايى « 4 » ندارد * ابا آن ژرف « 5 » [ و ] بالايى « 6 » ندارد كجا تو پار « 7 » ها را گرد كردى * فراز يكدگرشان باز بردى 15 اگر بالا و پهنا گردش آيد * بدانگه گر تنش خوانى بشايد

نفى رويت

يكى تنها كه نه خفته نه بيدار * يكى ناد [ يدنى ] از چشم و ديدار چرا بينيد « 8 » آن كو آفريند * نگار و چون نگارنده نه بيند ؟ اگر بودى روا ، كش كس بديدى * و گر ديدار كس زى « 9 » او رسيدى نشايستى كه هرگز « 10 » يك زمان نيز * به چشم هيچ‌كس بودى نهان نيز 20 كه هرچش ديدنى دانند و خوانند * و يا خود ديدنش هرگز « 11 » توانند بدانكه كش نه‌بينى گر بكوشى * خودم « 12 » مى آن بگويم گر نيوشى « 13 » ترا زو باز دارنده چهارست * كه چشمت ديدنِ او را نياز « 14 » است يكى آنكو به زير پرده باشد * بپرده تنش پنهان كرده باشد
هامش
( 1 ) - نفى : رد كردن ، ابطال كردن . ( 2 ) - هرآنچ : در نسخه اصل هرآنچه . ( 3 ) - گر : يا . ( 4 ) - پهنايى : عرض ، در نسخه اصل تنهايى . ( 5 ) - ژرف : گود و اينجا بمعنى ارتفاع . ( 6 ) - بالايى : طول . ( 7 ) - پارها : پاره‌ها . ( 8 ) - بينيد : جمع بجاى مفرد « بيند » آمده است . ( 9 ) - زى : طرف ، سوى . ( 10 ) - هرگز : هيچ‌وقت . ( 11 ) - هرگز : هميشه . ( 12 ) - خودم : نسخه اصل ( خورم ) . ( 13 ) - نيوشيدن : گوش كردن . ( 14 ) - يارستن : توانستن .