تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
سعوط « 1 » از چندگونه چند روغن * سفوف « 2 » از چند گونه چند سودن زياره چند گونه چند ترياك * سموم از چند گونه گفته‌ام پاك 4415 سرشته چند گونه چند پخته * غذاىِ دردمندان نيز گفته نماند اندر جهان از دارو و درد * ز ترّ و خشك نيز از گرم و از سرد كه نه در نامه‌ام در ، ياد كردم * بسى دل‌هاىِ غمگين شاد كردم و ليكن مرگ را چاره ندانم * بجاىِ مرگ بيچاره بمانم طبيب او مرگ را چاره توانيد * نخستين خويشتن را زو رهانيد 4420 بدارو گر كسى از مرگ رستى * همه گيتى مگر دارو پرستى حكيمانِ جهان هرگز نمردى * نه پاكيزه تن اندر خاك بردى نه بقراط حكيم و نه فلاطون * نكردى مرگ بر اهرن شبيخون نمردى ارسطاطاليس و هرمس * نه بقراطيس داناىِ مهندس 4425 نمردى نيز جالينوسِ فاضل * نگشتى دانش او پاك زايل 162 ب نمردى مَحْمَدِ زكرى رازى * نكردى مرگ با او هيچ بازى و گر پيغامبران را وحى تنزيل * رهانيدى ز مرگ و نيز جبريل نمردى آدم و نوح و سليمان * نگشتندى بزيرِ خاك پنهان نه ابراهيم پيغامبر نه موسى * نگشتى مرگ هرگز گردِ عيسى محمّد خاتمِ پيغمبران بود * و هم نور زمين و آسمان بود 4430 خداوند اين جهان و آن جهان را * زمين را گستريد و آسمان را و هرچ « 3 » اندر زمين و آسمانست * و هرچ « 3 » اندر ميان دو جهانست همه از بهرِ اويش آفريدست * مرو را دوستى را برگزيدست چو پيغمبر مهينِ مردمان مرد * همه گيتى بمرده بايد اشمرد
هامش
( 1 ) - سعوط : داروى عطسه‌آور . در نسخهء اصل ( سفوط ) . ( 2 ) - سفوف : هرگونه گرد دارويى ، داروى خشك كوبيده . ( 3 ) - هرچ : در نسخهء اصل ( هرچه ) .
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 267 | حكيم ميسرى / برات زنجانى