تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
دعا كردست بر وى زى خداوند * كه يا رب تو چنين بيداد مپسند 163 ب خداوند اين دعاىِ او شنيدست * ازينش درد و بيمارى رسيدست ندارد سود وى را هيچ درمان * مگر گيرد فرستد امر و فرمان مر « 1 » اين كس را دعا و صدقه بايد * كه دردش بيگمان صدقه زدايد به از صدقه نباشد هيچ درمان * كه با ايزد بِهْ آيد عهد و پيمان الهى دردها را پاك يكسان * بجمله از مسلمانان بگردان 4460 مكن ما را نيازومند دارو * نياز ما هميشه باد زى تو بينجاميد دانشنامهء من * برآمد زو مراد و كامهء من بسال سيد و هفتاد بوديم * كزين نامه همى پردخته شُوديم خداىِ آسمان را شكر بسيار * كه ما را بهره داد از عقل [ و ] گفتار درودش صد هزاران بر پيامبر * خداوند لوا و تاج و منبر 4465 ابو بكر و عمّر نيز عثمان * كه كردش او بما بر ، جمع قرآن ابر حيدر كه باشد او چهارم * كه هست اين دوستيشان يادگارم من از دو بيست و دو سه برگذشتم * و ديوانِ جوانى بر نوشتم درين مدّت بسى زحمت كشيدم * جهان از چند گونه نيز ديدم 4470 بسى نامه نوشتستم بِدَسْتم * بسى نعمت ز هر گونه بُدَسْتَم 164 آ كنون آن نعمتِ ديرينه گم شد * نه دير اين دستگاه و آب كم شد مگر اين نامهء من دير ماند * پس از من تا كسى اين را بخواند مرا ياد آورد ز ايزد بخواهد * ز درد و محنت و رنجم بكاهد هر آن كز نامهء من شاد گردد * نبايد كين « 2 » برو چون ياد گردد برو واجب كه ما را ياد دارد * روانِ ما زمانى شاد دارد « 3 » 4475 نياز آرد « 4 » بگويد از دلِ پاك * كه يا رب ميسرى بد بود و ناپاك
هامش
( 1 ) - مر : در نسخهء اصل ( مگر ) . ( 2 ) - كين : كه اين . ( 3 ) - دارد : در نسخهء اصل ( گردد ) . ( 4 ) - نياز آوردن : عرض حاجت كردن .
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 269 | حكيم ميسرى / برات زنجانى