تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
نكو رنگ تنِ « 1 » بيمار [ و ] رويش * و نيكو بادِ « 2 » او و نيز بويش سبك جنبيدن و نبض بقوّت * قوى طبع و قوى تن نيز شهوت خرد نيكو بجاى [ و ] ، خوابْ نيكو ، * و نانى « 3 » نه شكسته « 4 » جز بكوكو 4250 نشانِ نيك باشد زين سلامت * برد زود آيد او را استقامت كه زين بر دردمندى بر ، نشانست * بدانك او نه بحالِ مردگانست مرو را بِهْ شود زان درد و علّت * نماند دير با [ ا ] و رنج و محنت 156 ب

فى نشانِ بد بر دردمندان

تنِ بيمار « 5 » لختى گرم و ، ديگر * بسانِ برف باشد سرد و منكر و رنگ رخ ز حالِ خويش رفته « 6 » * نشانِ بد بود بر تب گرفته 4255 سيه گشته برازو بولِ بيمار * نشانِ زود مردن « 7 » رخِ پژمرده و باريك گشته * و رنگ و روىِ او تاريك گشته و چشمِ او فرورفته نشانِست * كه آن بيمار زود از مردگانست « 8 » مگر كز هيضه « 9 » باشد اين نشانى * كزو يابد مر آن‌كس بر زيانى
هامش
( 1 ) - نكو رنگ تن : در نسخهء اصل ( نيكو برنك تن و ) . ( 2 ) - باد : نفس . ( 3 ) - و نانى نه شكسته جز بكوكو : نان را هميشه با كوكو مىخورد ، ( مجازا بمعنى اشتها داشتن براى خوراك ) . ( 4 ) - شكستن : لقمه كردن : « رسول خدا دست مبارك فراز كرد شكسته برآورد تا تناول كند ابو بكر صديق موافقت مصطفى را شكسته برآورد ، عمر خطاب هم‌چنين لقمهء برداشت ، كشف الاسرار ميبدى » . ( 5 ) - تن بيمار لختى : در نسخهء اصل ( تن بيمار و لختى ) . ( 6 ) - رفته : در نسخهء اصل ( خسته ) . ( 7 ) - ظاهرا اين مصراع مربوط به بيت ديگر است زيرا قافيه دو مصراع تفاوت فاحش دارد . ( 8 ) - مردگانست : در نسخهء اصل ( مرگ مردكانست ) . ( 9 ) - هيضه : در نسخهء اصل ( هنطه ) .