همه اندامها [ ى ] او بمالد * و زين داروى ديگر خود بشايد
سكِ پرورده بايد انگبينى * نشايد جز از آن دارو « 1 » گزينى
4200 مگر كشكاب بايد پاك و روشن * بجاىِ آب زان كشكاب خوردن
و گر او را طبيعت بسته باشد * تنش سست و چنان چون خسته باشد
بشافه ، گر بحقنه ، نرم دارش * ز داروهاىِ تيز آزرم دارش
دگر [ از ] سيبِ مثقالى بشكّر * دگر گو از سكِ پرورده مىخور
و طبعش را سگالد « 2 » نرم كردن * بيك هفته ازين بايَدْشْ خوردن
علاجِ تبِ وبايى
4205 كسى كو را تبى گيرد وبايى * بگرددش داروش كردن ببايى
وبايى شب بطاى « 3 » نرم باشد * درونِ جسم گرمِ گرم باشد
هميشه نَتن « 4 » دارد با رخ زرد * نفس آشفته باشد با غم و درد
نگيرد تب زِ وى روزى جدايى * نبرد ، روز ماهى آشنايى
4210 مرو را آبِ نار و غوره بايد * و گرنه آب سرد و سركه شايد
آ 155 ترنج و سيب و غوره گر سفرجل * و دوغِ گاو ، گر ريباس « 5 » ، گرخل
ازين چندانكه خواهد ، گو همى خور * گلاب و سركه ، گو برريز بر سر
خنك جايى نشستن بايد او را * ببلگِ « 6 » بيد « 7 » خفتن بايد او را
بگردِ بستر و نزديك بالين * بنه سيب و سفرجل با رياحين
بگو هر روز از اقراصِ كافور * همى خور تا شود علّت مگر دور
هامش
( 1 ) - دارو : در نسخهء اصل ( لدو ) .
( 2 ) - سگالد : در نسخهء اصل ( شكاند ) .
( 3 ) - بطاى : ؟ .
( 4 ) - نتن : در نسخهء اصل ( نتن ؟ ؟ ؟ ) .
( 5 ) - گر ريباس گرخل : يا ريباس يا خل . در نسخهء اصل ( كر رنباس كزحل ) .
( 6 ) - ببلگ : به برگ .
( 7 ) - بيد : « و جاى خواب به جاهاى خنك كن و برگ بيد افكن آنجا ، هداية المتعلمين » در نسخهء اصل ( و بند ) .