علاج آنكسى قى هست بسيار * به آبِ انگبين « 1 » نيكو شود كار
4165 گر از قى بِهْ نگردد كوكِ اسلم * بتربد نرم كن بزداى بلغم
علاجِ تبِ گرم و سرد
كسى جايى بتب در ، سرد باشد * و جايى گرم زو با درد باشد
و دست و پاى گاهى گرم باشد * و تب گه گرم و گاهى نرم باشد
و گاهى سرد باشد دست و پايش * و گاهى گرم ، پس دارو نمايش
ب 153 طبيعت نرم بايد كردن او را * يكى مسهل ببايد خوردن او را
4170 و تربد به آبِ شكّر با هليله * ببايد خوردن او را با بليله
كه طبعش نرم باشد اينْتْ تدبير * ز قرصِ ورد لختى با طباشير
و لختى سركه پرورده بياور * و زو در سركه پرورده همى خور « 2 »
دگر كبك [ و ] گل و سوسن كتيرا « 3 » * بجلّاب اندرون نيكست او را
ازين هر بامدادى گو به دو ده * كه روزى دو سه خوردش خود شود بِهْ
علاجِ لرزهء سخت
4175 كسى كش لرزه آيد بىتبِ گرم * پس از لرزه بماند تب به دو نرم
زمانى لرزه گيرد پس شود بِهْ * مر آنكس را ز بلغم داروى دِهْ
ز سرديها « 4 » بپرهيزانْشْ جمله * نيك « 5 » باشد سه لختى [ از ] هليله
كزو خوردش طبيعت نرم گردد * بدان كين لرزه بىشك زو ببرد
دگر داروىِ حلتيت ببايد * كزو هر روز لختى مىبخايد
4180 كه لرز آيد بياور آبِ جوشان * بِنِهْ ، گو تا « 6 » نشيند بر سر آن
هامش
( 1 ) - انگبين : در نسخهء اصل ( ملين ؟ ؟ ؟ ) .
( 2 ) - همى خور : در نسخهء اصل ( مىخور ) .
( 3 ) - كتيرا : در نسخهء اصل ( و كتيرا ) .
( 4 ) - سرديها : در نسخهء اصل ( سرديهاى ) .
( 5 ) - نيك : براى حفظ وزن بكسر نون و فتح دوم تلفظ مىشود .
( 6 ) - تا نشيند : در نسخهء اصل ( تا او نشيند ) .