تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
و اين تب را به بىشك ربع خوانند * و جز از ربع اين تب را ندانند گر او را امتلا باشدش فرماى * بگو « 1 » ، ره باسليقش زود بگشاى پس آنگه گو بمطبوخِ فتيمون * بياور خلط و سودا پاك بيرون و گرنه خردل و ملح و چغندر * نبايد خورد كو را هست بد خور « 2 » پس آنگه گو زِ ترب و انگبين خور * به آسانى برآيد خورده از بَرْ 4150 كه قى افكنده بايد خورد بهتر * و گرنه داروى آوَرْشْ ديگر كه روز سى و چل « 3 » بر سو « 4 » گذارد * و تب چنگال از آن‌كس برندارد ز حلتيت و مرو پلپل و بيغن * بتلخى انگبين بايدش خوردن ازين هر روز وزنِ نيم مثقال * ببايد خورد « 5 » تا بهتر شَوَدْ حال 153 آ و گر دانى كه او را طبع گرم است * ابا گرمى طبيعت نيز نرم است 4155 ندارد وى در اين حلتيت طاقت * نيايد « 6 » هيچ از حلتيت راحت از آن‌كس گرمْ دارو دور بايد * كه او را گرم دارو بَدْ بشايد علاجِ او نيايد جز پنير آب * بجاىِ آب بايد خورد كشكاب دگر از كابلى لختى هليله * با فتيمون بكوبد با بليله ازينش خورد بايد در پنيرْ آب * بجاىِ آب ، گر ، مىخورد كشكاب 4160 ز رنج « 7 » و تعب آسودَنْشْ بايد * و روز و شب [ همى ] خفتنش بايد به هر وقتى قى افكندنش داروست * طعامش مرغ « 8 » بريانست [ و ] تيهوست و گر ، هر پنج روز آيَدْشْ يك بار « 9 » * تبِ گرمش ، شود زو سست بيمار
هامش
( 1 ) - بگو ، ره : در نسخهء اصل ( بكواره ) . ( 2 ) - خور : خوراك . ( 3 ) - چل : چهل . ( 4 ) - برسو : بالاتر ( سى و چل برسو - بيشتر از سى و چهل ) . ( 5 ) - خورد : در نسخهء اصل ( خوردن ) . ( 6 ) - نيابد : در نسخهء اصل ( نبايد ) . ( 7 ) - ز رنج : در نسخهء اصل ( و رنج ) . ( 8 ) - مرغ بريان : در نسخهء اصل ( مرغ و بريان ) . ( 9 ) - يك بار : در نسخهء اصل ( يك بار ) .