و گرمى گرم دارد جسمِ مردم * و موىِ او شود چون نيش كژدم
4095 زبانِ او سيه گردد و يا زرد « 1 » * جگر آن پس تبش گيرد مگر درد « 2 »
علاج او نباشد جز ازين دو * ز آبِ خربزه خرماىِ هندو
گر آبِ خربزه گر نيز كشكاب * و گرنه قرص از كافور و جلّاب
151 آ دگر داروش بايد تشنگى را * خرد پيش آور و آهستگى را
به آبِ نار در ، « 3 » بزرقطونا * به دو دِه يا به آبِ بقلِ حمقا
4100 و گرنه پست « 4 » و اقراصِ طباشير * ببايد خوردنش هر روز شبگير
بِهْ از نار تُرُشْ افتا « 5 » ندانم * و چيزى كش ندانم خود نخوانم
علاجِ تبِ خون
تبى كز خون بود لرزه بيارد * هميشه آنكسى را گرم دارد
رخش سُرْخ و دو گوش و چشم و بينى * مجسّمه « 6 » گرم و گونش سرخ بينى
و اندوه و غمان [ و ] چشم در خواب * و بسيارى نفس پيوسته بشتاب
4105 سرينش مىبخارد خود همه شب * نگردد زو جدا يك ساعت آن تب
گرانى « 7 » يا به او در سَر با درد * هميشه گرم باشد كم شود سرد
و بولش سرخ و نبضش زود « 8 » باشد * و بادش گرم همچو [ ن ] دود باشد
مرو را زود گو « 9 » ، تا رگ گشايد * مگر غفلت كند علّت فزايد
رگش بگشاى گو تا خونِ بسيار * بيارد تا شود بىدرد و آزار « 10 »
4110 غدا را آب نار و آبِ غوره * نبايد خوردن او را هيچ زيره
هامش
( 1 ) - زرد : در نسخهء اصل ( زود )
( 2 ) - درد : در نسخهء اصل ( دود ) .
( 3 ) - بزر قطونا : در نسخهء اصل ( بذر قطونا ) .
( 4 ) - پست : در نسخهء اصل ( پشت ) .
( 5 ) - افتا ( افتاء ) : حكم صادر كردن ، در نسخهء اصل ( افتها ) .
( 6 ) - مجسمه : در نسخهء اصل ( بجسه ) .
( 7 ) - گرانى : در نسخهء اصل ( كداى ) .
( 8 ) - زود : در نسخهء اصل ( دور ) .
( 9 ) - گو : در نسخهء اصل ( كه ) .
( 10 ) - آزار : در نسخهء اصل ( آواز ) .