بگو آنگه كه جايى سبز بگزين * ميان اسپر غم سير بنشين
گلاب و صندل و كافور پيش آر * ز لختى از كهن دستار پيش آر
علاجِ تبِ گرسنگى
كسى كز گرسنگى او را تب آيد * گر از شنگى « 1 » به دو علّت فزايد
علاجش پستِ « 2 » شسته بِهْ بشكّر * به آبِ سرد در كوزه همى خور 4050
كه تب كمتر شود از آبِ بسيار * بتن برريز تا بِهْ گرددش كار
پس آنگه خوردنى از نيك جلّاب * شرابِ خربزه گر نيك كشكاب
ببايد خورد تا تب باز گردد * و زو با خوردن و باراز « 3 » گردد
فى علاجِ آن تب كه از زكام و نزله آيد
زكام و نزله گر آرد تبِ گرم * كزان تب مردمِ خندان شود نرم
مرو را گو رگِ قيفال بگشاى * و گر « 4 » فرمايى او را كار گراى « 5 » 4055
مفرمايش نبيد و گوشت خوردن * نباشد چاره از اسهال كردن 149 ب
هميشه بايدش خوردن ز كشكاب * بخورشيده « 6 » به دو ده « 7 » نيز عنّاب
كه تب كمتر شود گرماوه بايد * و گر ، نه گرم باشد نيز شايد
علاجِ تبِ متواتر
گلاب و صندل و كافور پيش آر * و لختى از كهن دستار پيش آر
به دو در سر كن و بر معده بر نه * ز كشكاب و شكر او را همى ده 4060
هامش
( 1 ) - شنگيدن : خواستار بودن چيزى را .
( 2 ) - پست : در نسخهء اصل ( پشت ) .
( 3 ) - راز : رنگ ، لون .
( 4 ) - گر : يا .
( 5 ) - گراى : حجام .
( 6 ) - خورشيده : ظاهرا املاى ديگرى است از خشكيده در بيت 4993 « حورسده » شايد همين لغت باشد .
( 7 ) - به دو ده : در نسخهء اصل ( بذوره ) .