تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
بگو آنگه كه جايى سبز بگزين * ميان اسپر غم سير بنشين گلاب و صندل و كافور پيش آر * ز لختى از كهن دستار پيش آر

علاجِ تبِ گرسنگى

كسى كز گرسنگى او را تب آيد * گر از شنگى « 1 » به دو علّت فزايد علاجش پستِ « 2 » شسته بِهْ بشكّر * به آبِ سرد در كوزه همى خور 4050 كه تب كمتر شود از آبِ بسيار * بتن برريز تا بِهْ گرددش كار پس آنگه خوردنى از نيك جلّاب * شرابِ خربزه گر نيك كشكاب ببايد خورد تا تب باز گردد * و زو با خوردن و باراز « 3 » گردد

فى علاجِ آن تب كه از زكام و نزله آيد

زكام و نزله گر آرد تبِ گرم * كزان تب مردمِ خندان شود نرم مرو را گو رگِ قيفال بگشاى * و گر « 4 » فرمايى او را كار گراى « 5 » 4055 مفرمايش نبيد و گوشت خوردن * نباشد چاره از اسهال كردن 149 ب هميشه بايدش خوردن ز كشكاب * بخورشيده « 6 » به دو ده « 7 » نيز عنّاب كه تب كمتر شود گرماوه بايد * و گر ، نه گرم باشد نيز شايد

علاجِ تبِ متواتر

گلاب و صندل و كافور پيش آر * و لختى از كهن دستار پيش آر به دو در سر كن و بر معده بر نه * ز كشكاب و شكر او را همى ده 4060
هامش
( 1 ) - شنگيدن : خواستار بودن چيزى را . ( 2 ) - پست : در نسخهء اصل ( پشت ) . ( 3 ) - راز : رنگ ، لون . ( 4 ) - گر : يا . ( 5 ) - گراى : حجام . ( 6 ) - خورشيده : ظاهرا املاى ديگرى است از خشكيده در بيت 4993 « حورسده » شايد همين لغت باشد . ( 7 ) - به دو ده : در نسخهء اصل ( بذوره ) .