تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
بجلّاب اندرون كن پس فروخور * تب و غبّش شود آنگاه كمتر و گر كمتر نگردد زِ آبِ آلو * و لختى آبْ از خرماىِ هندو درو بگذار لختى آبِ شكّر * بگو هر بامدادى زان همى خور 4080 بجاىِ آب ، گو مىخور زِ كشكاب * و گر كشكاب نتواند ، ز جلّاب گر آبِ قرع گرنه آبِ كيغو * گر آبِ خربزه نيكست دارو گرش بىدارو خوردن طبع نرمست * و با اسهال آن نيز گرمست « 1 » ببايد آلو و خرماىِ هندو * جز آبِ نار مزش « 2 » نيست دارو 150 ب لعابِ اسفيوش [ و ] آبِ نار آر * بگو هر ساعتى زو مىبكار آر 4085 گلاب و صندلش گو بر جگر نِهْ * سيك « 3 » پرورده هر روزيش مىده و گرنه قرصِ كافورش بجا دار * بكشكاب اندرون خوردن روا دار همىبايدش خورد اقراصِ كافور * و پرهيزش كند از گوشت و انگور كه تب كمتر شد و بيمار بِهْ گشت * طعامش مرغ يا ماهى به سركه است چو يك هفته بر آن بيمار بگذشت * ببر ، گو زان طعامى كو به سركه است 4090 بگرمابه نبايد رفت او را * نه در خورشيد بايد گشت او را

علاجِ تبِ سوزنده

تب سوزنده هم وين غبّ ماند « 4 » * نه بس كس اين از آن ، آن زين بداند « 5 » نشانِ محرقه اينست « 6 » آن تب * نباشد زو جدا ، نه روز و نه شب
هامش
( 1 ) - وزن مصراع دوم درست نيست . ( 2 ) - مز ؛ بضم اول : ميخوش . « و اگر شكم نرم بود ناردان بايد دادن و آب ناردان كه با دانه كوفته بود و نار ترش بايد . هداية المتعلمين ص 708 » در نسخهء اصل ( مريين ) . ( 3 ) - سيك : سيكى : شراب . ( 4 ) - ماند : از مصدر مانستن بمعنى مانند بودن ، شبيه بودن . ( 5 ) - نه بس كس اين از آن ، آن زين بداند : در نسخهء اصل ( نه بس كس اين از اين زان بداند ) . ( 6 ) - اينست : در نسخهء اصل ( است ) .