تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢

فى علاج تب كه از گرمى خوردن آيد از آفتاب

ز خورشيد ار ز گرما گر ز خفتن * تب آيد گر بجاىِ گرم خفتن گلاب و سركه جوى و روغنِ ورد * ببرف اندر كنش تا خود شود سرد 4000 ازو بميانِ سر بر گو همى ريز * ازو « 1 » كافور نيك بازو بياميز كه بهتر گشت گرماوه بفرماى * بروغن خويشتن را گو بينداى پس آنگه گو ز پست « 2 » نيك شكّر * به آبِ برف در ، هر روز مىخور

علاجِ تب كز آبِ سرد آيد

147 ب كسى كو به آبِ سرد اندر نشيند * كز آبِ سرد آن‌كس درد بيند بماليدن شود كمتر ازو تب * همه « 3 » اعضا همى مالش همه شب 4005 كه تب كمتر شود گرماوه بايد « 4 » * كه بسياريش خوى « 5 » از تن بيايد طعامش كبك و گر « 6 » درّاج و تيهو * مخواه اين را ز من زين بيش دارو

علاجِ تب كه از گرمى خوردنْ آيد

تبش خوردن تب آرد مردمان را * و دارد از تبِ گرم او نشان را علاجِ او نباشد جز ز كشكاب * سك پرورده و گر نيز جلّاب 4010 طبيعت نرم « 7 » بايد كرد بآلو * به سگپستان و گر خرماىِ هندو ز نار و سيب خوردن آن‌كسى را * نشايد « 8 » . . . بنشاندش صفرا
هامش
( 1 ) - ازو : به نظر مىرسد كه كلمهء ديگرى بوده و نويسنده بجاى آن كلمه اول مصراع اول را تكرار كرده است . ( 2 ) - پست : در نسخهء اصل ( پشت ) . ( 3 ) - همه : در نسخهء اصل ( همىبايد ) . ( 4 ) بايد : در نسخهء اصل ( يابد ) . ( 5 ) - خوى : عرق ، در نسخهء اصل ( خون ) . ( 6 ) - گر : يا . ( 7 ) - نرم : در نسخهء اصل ( گرم ) . ( 8 ) - كلمه‌اى است ناخوانا .