فى علاج تب كه از گرمى خوردن آيد از آفتاب
ز خورشيد ار ز گرما گر ز خفتن * تب آيد گر بجاىِ گرم خفتن
گلاب و سركه جوى و روغنِ ورد * ببرف اندر كنش تا خود شود سرد
4000 ازو بميانِ سر بر گو همى ريز * ازو « 1 » كافور نيك بازو بياميز
كه بهتر گشت گرماوه بفرماى * بروغن خويشتن را گو بينداى
پس آنگه گو ز پست « 2 » نيك شكّر * به آبِ برف در ، هر روز مىخور
علاجِ تب كز آبِ سرد آيد
147 ب كسى كو به آبِ سرد اندر نشيند * كز آبِ سرد آنكس درد بيند
بماليدن شود كمتر ازو تب * همه « 3 » اعضا همى مالش همه شب
4005 كه تب كمتر شود گرماوه بايد « 4 » * كه بسياريش خوى « 5 » از تن بيايد
طعامش كبك و گر « 6 » درّاج و تيهو * مخواه اين را ز من زين بيش دارو
علاجِ تب كه از گرمى خوردنْ آيد
تبش خوردن تب آرد مردمان را * و دارد از تبِ گرم او نشان را
علاجِ او نباشد جز ز كشكاب * سك پرورده و گر نيز جلّاب
4010 طبيعت نرم « 7 » بايد كرد بآلو * به سگپستان و گر خرماىِ هندو
ز نار و سيب خوردن آنكسى را * نشايد « 8 » . . . بنشاندش صفرا
هامش
( 1 ) - ازو : به نظر مىرسد كه كلمهء ديگرى بوده و نويسنده بجاى آن كلمه اول مصراع اول را تكرار كرده است .
( 2 ) - پست : در نسخهء اصل ( پشت ) .
( 3 ) - همه : در نسخهء اصل ( همىبايد ) .
( 4 ) بايد : در نسخهء اصل ( يابد ) .
( 5 ) - خوى : عرق ، در نسخهء اصل ( خون ) .
( 6 ) - گر : يا .
( 7 ) - نرم : در نسخهء اصل ( گرم ) .
( 8 ) - كلمهاى است ناخوانا .