تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١

فى علاجِ تبى كه از خشم آيد

ز خشم « 1 » ار مردمى را تب بگيرد * بگيرد تب و ليكن زو « 2 » نميرد 3985 علاجِ او نشستن « 3 » آبْ زن در * و آبش ريختن « 4 » بر خويشتن بر و گرنه گو بگرمابه درون شو * بگرمابه درون گفتم كه چون شو گلاب و نيل گو بر سر همى ريز * ز حلوا خوردن او را گو بپرهيز ز كافور « 5 » و ز ماورد « 6 » وز صندل * و گر كوپل « 7 » بود لختى ز كوپل ز دهنِ لوز و سركه نيز شكّر * بهم در كن بگو او را همى خور 3990

علاجِ تب كه از مى خوردن آيد

بمى خوردن كسى را كش تب آيد * بگويم كش چه دارو بِهْ بشايد 147 آ ز آبِ نار گر نيز آبِ ريباس « 8 » * به دو ده تا مگر نايد به دو باس « 9 » طعامش ماهىِ تازه به سركه * بحو رسيده نمك باشد بنركه « 10 » گلاب و سركه گر دهن بنفشه * بسر بر كرد بايد زو هميشه كه بهتر گشت گرمابه بِهْ آيد * زمانى گو بگرماوه بپايد 3995 گرش در سر بود درد « 11 » . . . * و سرخى نيز در چشم « 11 » . . . بگو او را رگ قيفال بگشاى * و گرنه داروى اسهال فرماى
هامش
( 1 ) - خشم : در نسخهء اصل ( چشم ) . ( 2 ) - زو : در نسخهء اصل ( زود ) . ( 3 ) - نشستن : در نسخهء اصل ( نشين ) . ( 4 ) - ريختن : در نسخهء اصل ( رختن ) . ( 5 ) - كافور : در نسخهء اصل ( كافودر ) . ( 6 ) - ماورد : در نسخهء اصل ( مادور ) . ( 7 ) - كوپل : در نسخهء اصل ( كربل ) . ( 8 ) - ريباس : در نسخهء اصل ( ربناش ) . ( 9 ) - باس ( بأس : سختى ) بسبب تنگى قافيه « بأس » را به صورت « باس » آورده است . ( 10 ) - معنى مصراع دوم و مفهوم كلمات آن معلوم نشد . نحو رسيده : در بيت 4057 « بخورشيده » شايد همين كلمه باشد . ( 11 ) - در آخر هر دو مصراع كلمه‌اى بدين شكل ( نبايى ) آمده شكل صحيح آن معلوم نشد .