نه بولش سرخ گردد نه فزايد * نه آنكس را خوه آيد خود نشايد
ازين تبها كه گفتم كس نميرد * و زو بسيار بيمارى نگيرد
3970 نگر در داروش « 1 » غفلت نيايد * كه گر غفلت كنى علّت فزايد
علاجِ آن تب كز رنج آيد
كسى كز رنج ، بسيارش تب آيد * تب او را بيشتر اندر شب آيد
بگرمابش « 2 » ببايد برد ، نه گرم * نشيند دير تا رگها شود نرم « 3 »
و بسيار آب بايد ريخت بر سر * و برپا و همه اعضاىِ ديگر
بمالد دست و پا و پشت گردن * بيك ماليدنى بايد بروغن
3975 گر از دهنِ بنفش آريش بهتر * پس از روغن مرو زير آب ديگر
گر آيد او ز گرمابه به بيرون * جلابش ده مگر بنشاندش خون
غذا را مرغِ بريان بايد او را * دگر ماهىّ تازه شايد او را
ب 146 و گر باقى « 4 » بود آن علّت و درد * علاجش هم بگرمابه توان كرد
فى علاجِ آن تب كه از اندوه و بيدارى آيد
گر از اندوهِ بيمارى تب آيد * كسى را ، اين علاجش مر بشايد
3980 علاجش هم بگرمابه بود نيز * نباشد به ز گرمابه به دو چيز
بگو گرماوهيى « 5 » نه گرم بگزين * بدانجا در ، زمانى نيك بنشين
كه بيرون آيد او را خواب بهتر * پس از خوابش بريزند آب بر سر
ز دهنِ ورد گر ، مى بجلّاب * دگر دهنِ بنفشه بر سرِ آب
طعامش را كه گفتم در دگر باب * گر آن خوردش به آيد آنگهى « 6 » خواب
هامش
( 1 ) - نگر در داروش : در نسخهء اصل ( مكر در داروتش ) .
( 2 ) - بگرمابش : بگرمابهاش .
( 3 ) - نرم : در نسخهء اصل ( گرم ) .
( 4 ) - باقى : در نسخهء اصل ( باى ) .
( 5 ) - گرماوهيى : در نسخهء اصل ( گرماوه مى ) .
( 6 ) - آنگهى : در نسخهء اصل ( ايكى ) .