علاجِ سقمونيا و شبرم و يتوع « 1 »
گر از سقمونيا گرنه ز شبرم * تبه گردد ز بس اسهال ، مردم « 2 » 3955
مرو را شيرِ گرم از گاوْ روغن * ببايد هر زمان بسيار خوردن
پس آنگه اسفيوش و روغنِ ورد * ببايد خورد تا بنشاندش « 3 » درد
گر از شبرم كسى انْدُهْ رسيدست * گر « 4 » از زهر يتوع او در رسيدست
ز شير و دوغ خوردن بهْ شود زود * و جز زين نيست جزين كش « 5 » كند سود
دانستنِ تبها
تبست اندر جهان با چند گونه * بگويم آن همه چون و چگونه 3960
ز بيدارى ز رنج از خشمِ بسيار * ز اندوهِ دراز و دردِ نشمار « 6 »
گر از خورشيدِ گرم [ و ] سخت گرما « 7 » * كز آبِ سرد وَرْ از سرد سرما
ز آماس وز دود « 8 » [ و ] درد دندان * ز زخم و ماندگى اندوه و ديدان « 9 »
ز خون و امتلا ، اسهال و تخمه * ز گرمابه ز بس خوردن و نزله « 10 » 146 آ
و هيضه ور بناور « 11 » ور جراحت * تب آيد كش بَرِ او هشت ساعت 3965
تب « 12 » آرد « 13 » اين همه مر مردمان را * بيارم در بدر « 14 » من زو نشان را
نگيرند ارزه و نه گرمى تب * به بت رود شب باد از دينك شب « 15 » ( ؟ )
هامش
( 1 ) - يتوع : در نسخه اصل ( ينبوع ) ، در كتاب الصيدنه بيرونى و مفردات ادويه ابن بيطار و الابنيه عن حقايق الادويه و هداية المتعلمين و ذخيرهء خوارزمشاهى « يتوع » .
( 2 ) - مردم : انسان .
( 3 ) - بنشاندش : در نسخهء اصل ( بنشانند ) .
( 4 ) - گر : يا .
( 5 ) - كش : در نسخهء اصل ( كس ) .
( 6 ) - نشمار : ناشمار .
( 7 ) - گرما : در نسخهء اصل ( سرما ) .
( 8 ) - دود : كرم .
( 9 ) - ديدان : كرمها . در نسخهء اصل ( دندان ) .
( 10 ) - نزله : در نسخهء اصل ( بزله ) .
( 11 ) - بناور ؛ بفتح اول : دمل .
( 12 ) - تب : در نسخهء اصل ( بت ) .
( 13 ) - آرد : در نسخهء اصل ( اررد ) .
( 14 ) - در بدر : باب بباب ، فصل به فصل .
( 15 ) - معنى بيت ، و درستى كلمات آن معلوم نشد .