تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
3940 و بسيارى مِرَدْ « 1 » زين زهر مردم * ببرزين چيزها كش ياد « 2 » كردم علاجش شيرِ گرم [ و ] گاوْ روغن « 3 » * و اندودن برين روغن همه تن بخاصّه ساقِ پاى و پشتِ گردن * بيندايش همى از گاوْ روغن و گر او از تشنّج مىبترسد « 4 » * علاجش از طبيبان مىبپرسد به آبِ گرم در بايد نشستن * و اندامش بيندودن بروغن 3945 بهر دودى كه از خربق بود شير * نيايد گو ازو اندر دهن گير

علاج دند و فرفيون

كسى كودند گرنه فرفيون خورد * ز بس اسهال اندامش شود زَرد علاجش شير داند ، گاوْ روغن * و گرنه روغنِ گل نيز خوردن بحيله بايد اسهالش ببستن * به آبِ سرد در بايد نشستن پس آنگه آبِ سيب و پست « 5 » جلاب * گر آبِ نار بايد خورد بشتاب

علاجِ مازريون

3950 ز مازريون قى بسيار و اسهال * بود زو مردمان را بد شود حال ب 145 علاجش كن بشير و گاوْ روغن * بجز زين بَدْ توانَشْ دارو كردن و گر جلّاب يابد از همه بِهْ * كه شيرش خورد از جلّاب مىده كه قى « 6 » بنشيندش سركه و ماورد * بفرمايَشْ ازو بايد همى خورد كه آبِ هندبا در سركه آميز * ازو گو مىخور و بر معده مىريز
هامش
( 1 ) - مرد ؛ بكسر اول و فتح ثانى : ميرد ، بميرد ( در نسخهء اصل مزد ) . ( 2 ) - ياد كردم : در نسخه اصل ( تاذ كردم ) . ( 3 ) - روغن : در نسخهء اصل ( روخن ) . ( 4 ) - در نسخه اصل ( و گر او را ار تشنج مىنبرسد ) . ( 5 ) - پست : در نسخه اصل ( پشت ) . ( 6 ) - قى : در نسخهء اصل ( مى ) .