تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥

علاجِ انجره

كسى كش انجره بسيار خوردست * و زهرش در تنِ او كار كردست مر او را روغنِ بادام و كشكاب * بِهْ آيَد خوردن ارنه ، نيك جلّاب 3900

. . . « 1 »

ز آبِ سردِ سرد از بامدادان * خورد بسيار كس چون باد [ ه ] خواران 143 ب و گر كس آيد از گرماوه بيرون * خورد ز اندازه آبِ سرد افزون و گر بر ماندگى كس آبِ بسيار * خورد گردد به دو آن آب بدكار مگر زين « 2 » آتش استسقا فزايد * و آن‌كس رو به بيمارى گرايد ز آبِ انگبين بايدش خوردن * ز سردىها همه پرهيز كردن 3905

علاجِ رخام

رخام اندر شكم چون زهر گردد * ازو به شكم درون قولنج بندد ز آبِ انگبينش گو همى خور * مگر قولنج سختش شُوْدْ بهتر دگر سقمونيايش « 3 » دِهْ بجلّاب * بگو مىخور بجاىِ آب ، اين آب

فى علاجِ مرداسنگ

ز مرداسنگ خوردن كس بميرد * زفانِ « 4 » مردمان آماه « 5 » گيرد و بولِ مردمان زو بسته آيد * مثانه زود درد خسته آيد 3910 شبت برگ و ز بوره و آبِ انجير * ببايد خورد قى را وقتِ شبگير كه قى افكند زهر از معده كم بود * ببولش آنگهى مشغول شو زود
هامش
( 1 ) - جاى عنوان سفيد مانده و چيزى نوشته نشده است . ( 2 ) - زين : در نسخهء اصل ( زين زين ) . ( 3 ) - سقمونيايش : در نسخهء اصل ( سقمونيانش ) . ( 4 ) - زفان : زبان . ( 5 ) - آماه : آماس ، ورم .