تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
علاجش مشك و دهن و گاوْ روغن * بدُهْنِ گوز اندودن همه تن پس آنگه هر زمانى نيز كشكاب * بدهن لوز بايد خور [ د ] بشتاب 3885 و گرنه دوغِ گاوش خورد بايد * بسر بر روغنِ گل كرد بايد لعابِ اسفيوش او را بجلّاب * و آبِ نار بِهْ باشد ز كشكاب وزين بهتر همه خود روغنِ لوز « 1 » * بيندايى [ مر ] آن‌كس را در آن روز « 2 » بگو تا زان خورد ، كو پادْزهرست * بدُهنِ گوز از ترياك بهرست

علاجِ خرزهره

آ 143 ز خرزهره خورد « 3 » گاو و شتر پاك * بميرد گر خورد زو هيچ ناپاك « 4 » 3890 و مردم گر خورد زو هم بميرد * شكم از خوردنش آماه « 5 » گيرد كه قىّ افكند ، گو خرما همى خور * و گرنه آنگهى از نيز شكّر و گرنه انبهء « 6 » پخته بخرما * بخاصّه گر بود هنگامِ سرما و گرنه تخم پنج انگشت بايد * كزو خرزهره را راحت فزايد كه او اين زهر را خود پادزهرست * ازين خوردن همى بر زهر قهرست

علاجِ عنصل

3895 ز عنصل گر خورد بسيار كس زهر * شود در تن كُنَدْشْ از جان بىبهر كه زو داوريش گرداند جگر را * و امعا را و نيز آن ره‌گذر « 7 » را علاجش زود شير گرم خوردن * ترشّىها همه يكسو فكندن غذا را زردهء خايه گزيدن * ز ديگر چيزها جمله بريدن
هامش
( 1 ) - لوز : با در نظر گرفتن معنى بيت بعد بجاى « لوز » ، « گوز » درست است . ( 2 ) - در نسخهء اصل ( بينداى آن‌كس را هم در آن روز ) . ( 3 ) - خورد : در نسخهء اصل ( خرد ) . ( 4 ) - ناپاك : حرام . مرادش حيوان حرام‌گوشت است . ( 5 ) - آماه : آماس . ( 6 ) - انبه : در نسخهء اصل ( اببه ) . ( 7 ) - رهگذر : مجرا ( - مجرى ) .