تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
140 ب نكو « 1 » باشد مر او را دارِچينى * هر آن كان تيزتر ، كش تو گزينى

علاجِ اسفيوشِ كوفته

كسى كو اسفيوشِ كوفته خورد * شكم از زهر پر از دردها كرد ازو ضيق النّفس گيرد مر او را * پس آنگه عذر كم پذرد « 2 » مر او را نه نبضش باشد و نه نيز نيرو * نكر « 3 » گيرد نگردد نيز نيكو 3830 ز آبِ انگبين و بوره بايد * خورد زو ، تا همى از بَرْ « 4 » برآيد پس آنگه زردهء « 5 » خايه غدارا « 6 » * بفرمايش بجز زو احتمارا « 7 » مر او را نيك باشد ملح و پلپل * و گرنه انگزد ، گر حبّ پلپل

علاجِ سماروغ

سماروغ ار خورى بسيار ، زهرست * و گر كمتر خورى از زهر بهرست بخاصّه هرچه زو تار و سياهست * به دو مر زهر را خود بيش را هست 3835 ازو ضيق النّفس گيرد ابا درد * و قولنج و خوانيق و خوهِ سرد بسى خلق اين‌چنين « 8 » از كار بردست * و زين بسيار مردم نيز مُردست مر او را آبكامه جوى و شوره * و گرنه ملحِ هندى ، گرنه بوره و گرنه آبِ تُرب و بوره بايد * گر آبِ پوينه « 9 » باشد بشايد « 10 » 141 آ و گرنه گو ، سكِ پرورده مىخور * از آن سركه كه پرورده بشكّر
هامش
( 1 ) - نكو : نسخه اصل ( نيك ) . ( 2 ) - پذرد : پذيرد . نسخه اصل ( پذيرد ) . ( 3 ) - نكر ؛ بضمين : دشوار ، زشت . ( 4 ) - از بر برآيد : از سينه و شكم برآيد ، يعنى قى كند . ( 5 ) - زرده‌خايه : زردهء تخم‌مرغ . ( 6 ) - غدا : غذا . ( 7 ) - احتما : پرهيز كردن . ( 8 ) - از كار بردن : از كار انداختن ، مجازا بمعنى از بين بردن و تباه كردن . ( 9 ) - پوينه : پودنه . ( 10 ) - بشايد : در نسخه اصل ( نشايد ) .