140 ب نكو « 1 » باشد مر او را دارِچينى * هر آن كان تيزتر ، كش تو گزينى
علاجِ اسفيوشِ كوفته
كسى كو اسفيوشِ كوفته خورد * شكم از زهر پر از دردها كرد
ازو ضيق النّفس گيرد مر او را * پس آنگه عذر كم پذرد « 2 » مر او را
نه نبضش باشد و نه نيز نيرو * نكر « 3 » گيرد نگردد نيز نيكو
3830 ز آبِ انگبين و بوره بايد * خورد زو ، تا همى از بَرْ « 4 » برآيد
پس آنگه زردهء « 5 » خايه غدارا « 6 » * بفرمايش بجز زو احتمارا « 7 »
مر او را نيك باشد ملح و پلپل * و گرنه انگزد ، گر حبّ پلپل
علاجِ سماروغ
سماروغ ار خورى بسيار ، زهرست * و گر كمتر خورى از زهر بهرست
بخاصّه هرچه زو تار و سياهست * به دو مر زهر را خود بيش را هست
3835 ازو ضيق النّفس گيرد ابا درد * و قولنج و خوانيق و خوهِ سرد
بسى خلق اينچنين « 8 » از كار بردست * و زين بسيار مردم نيز مُردست
مر او را آبكامه جوى و شوره * و گرنه ملحِ هندى ، گرنه بوره
و گرنه آبِ تُرب و بوره بايد * گر آبِ پوينه « 9 » باشد بشايد « 10 »
141 آ و گرنه گو ، سكِ پرورده مىخور * از آن سركه كه پرورده بشكّر
هامش
( 1 ) - نكو : نسخه اصل ( نيك ) .
( 2 ) - پذرد : پذيرد . نسخه اصل ( پذيرد ) .
( 3 ) - نكر ؛ بضمين : دشوار ، زشت .
( 4 ) - از بر برآيد : از سينه و شكم برآيد ، يعنى قى كند .
( 5 ) - زردهخايه : زردهء تخممرغ .
( 6 ) - غدا : غذا .
( 7 ) - احتما : پرهيز كردن .
( 8 ) - از كار بردن : از كار انداختن ، مجازا بمعنى از بين بردن و تباه كردن .
( 9 ) - پوينه : پودنه .
( 10 ) - بشايد : در نسخه اصل ( نشايد ) .