و گر بهتر نگردد ترف بايد * كزو شافى كند زو نيك شايد
كه برگِ باذروج آنجا بمالد * ز دردِ نيش زنبور او ننالد « 1 »
و گر لختى خورد از خشك كشنيز * نيابد درد هيچ از زخم او نيز
خيار و غوره كشنى و كيغو * همه زنبور را نيكست دارو 3655
گر آبِ نار با بزر قطونا * خورد يابد از آن ، راحت همانا
و گر مالد به دو بر ، برگِ ينبوب * و گرنه لختكى از برگِ خرنوب 133 ب
شَوَدْ بهتر رهد از دردِ زنبور * بكارش نايد آنگاه هيچ كافور
علاجِ گزيدنِ لخادو « 2 »
كسى كو را گزد دندان لخادو « 2 » * بماند بىشك آن دندان در آن سو
علاجش كن مگر آن زشت دندان * برآيد از تنِ مردم بآسان 3660
ز خاكستر ز روغن برهم آميز * و زو بر جاىِ دندان بر همى ريز
هامش
( 1 ) - ننالد : در نسخهء اصل ( بنالد ) .
( 2 ) - لخادو : ؟ در فرهنگها ديده نشد ، در متون پزشكى از « كرپاسه » ياد شده كه بعد از گزيدن دندانش در محل زخم باقى مىماند و به نظر مىرسد « لخادو » نام ديگر « كرپاسه » باشد . در هدايه آمده : باز اگر كربسه گزد و دندان آنجا ماند نشان آن بود كه درد كند سخت و آن جايها پديد بود و آن دندانها سياه بود ، اكنون بروغن ببايد ماليدن و باز خاكستر سوده باز موى اسب بدان جايها بربايد ماليدن تا دندانهاش از آنجا بيرون آيد ص 633 و در ذخيره خوارزمشاهى آمده : و باب هفتم اندر گزيدن كرباسه كه بتازى سام ابرص گويند و انواع آن و خورد و بزرگ آن : مضرت گزيدن او آنست كه دندان در آن جاى بگزد بگذارد و دندانهاى او خوار بود باريك و سياه و درد و خارش در آن جاى پديد آيد علاج وى آنست كه ابريشم يا قز بر آن جاى همى مالند و از پهنا و درازا همى گردانند تا آن دندانها در وى آويزد و بيرون آيد و روغن و خاكستر ضماد كنند دندانهاى او را بيرون آرد پس محجمه بربايد نهاد و بمزيدن و در آب گرم نهادن . . . و جانورى ديگرست بدين كرباسه ماند چهار پاى دارد و دنبال او كوتاهست اين جانور را سالامند را گويند ص 643 در نسخهاى از نسخ « ترجمه و قصههاى قرآن » بجاى كرباسه « لخاوه » آمده است و باحتمال قوى صورت صحيح آن « لخادو » است ( ترجمه و قصههاى قرآن بكوشش يحيى مهدوى و بيانى ص 658 ) .