علاج ريش كن گر داغ بايد * و جاى داغ باشد نيك شايد
ب 131 و گر سرطان بود بريان بكرده * ببايد نيك لختى زو بخورده
3605 و گر زين كش همى گويم بدانى * علاج مار كشتن « 1 » خود توانى
ترياك
انيسون و زراوند و زِ پلپل * و جندِ بيستر با حبّ فلفل
به ميپخته درين روغن عجين كن * گزيده مار را ترياك ازين كن
نبايد خفتن آنكس را كه مارش * گزيدست و تَبَهْ كردَسْتْ كارش
علاجِ گزدم « 2 » گزيده
كسى بينى كه گردم در گزيدست * ز زخم نيشِ كژدم درد ديدست
3610 يكى مثقالِ خشك از اصلِ حنظل * به آبِ گرم بايد خورد ز اوّل
و گرنه داروىِ حلتيت بايد * كزو مثقالكى دو سه بخايد
ببايد بست محكم از برِ نيش * و گرنه هر زمان دردش بود بيش
و آبِ گرم آنجا بر همى ريز * و جندِ بيستر در روغن آميز
بدان روغن بمال آن جاىِ دردش * شود بهتر گر از حلتيت خوردش
3615 [ و ] سوس و پودينه گوىِ « 3 » كبوتر * به آتش گرم كن برنهْ به دو بر
و گر ترياك خواهى تو چنين كن * تو گزدم را همه دارو ازين كن
ترياكِ كژدم
آ 132 ز افسنتين و از اصلِ كبر خواه * و گر باشى تو زين ترياك آگاه
ز راوند دراز و جنطيانا * و لختى خواه نيز از قردمانا
بياميز و به دو ده گو همى خاى « 4 » * و جاىِ درد را روغن بينداى
هامش
( 1 ) - مار كشتن : اضافه مقلوب ( كشتن مار ) ، مارزدگى ، ( مجاز است باعتبار ما يكون ) .
( 2 ) - گزدم : كژدم .
( 3 ) - گوى : گوه ، گه ، مدفوع .
( 4 ) - خاى : در نسخه اصل ( خواى ) .