علاجِ گزيدنِ رتيلان « 1 » و عنكبوت
كسى كو را زِ رتيلان گزيدست * و گر از عنكبوتى غم رسيدست
نشان آنست كان جاى گزيده * سيه گردد كه درد آنجا رسيده « 2 »
و دردش اندكست و خارش افزون * ز خاريدن برآرد او همى خون
3640 بسانِ اوّلش از تن برآيد * و اندوه و غمانش مىفزايد
بگرماوه درون بايد شد او را * زمانى نيك مىبايد بُدْ « 3 » او را
مگر كش خوى برآيد خود شود بِهْ * و گرنه زين كه من گويم برو نِهْ
آ 133 رمادِ « 4 » چوب انجير آر و آهك * شخارِ نيك ، جز وى نيك هريك
در آبِ گرم كن بر درد برنِهْ * چنان به كش بيايد هر زمان خوه « 5 »
3645 نمك لختى به آب اندر بياميز * وز آن آبِ نمك بر درد برريز
بگو هر روز دو مثقال شونيز * بخور ، كو را نباشد به ازو چيز
و گرنه حبّة السّودا و بيغن * ابا او سعد ، نيك آيَدْشْ خوردن
و گر خود لختكى باشد ز ترياك * بيارد از تنِ او مر زهر را پاك
فى علاجِ گزيدنِ زنبور
كسى كو را گزد ناگاه زنبور * طلا كن ، گو به دو ماورد « 6 » و كافور
3650 و گرنه سركه گِل آنجا برانداى * و گرنه سركه و طلخبش فرماى
رگو « 7 » بارى به سركه تر همى دار * رگو را هر زمانى درد بگذار « 8 »
هامش
( 1 ) - رتيلان : در نسخه اصل ( زبيلان ) .
( 2 ) - رسيده : در نسخهء اصل ( رسيدست ) .
( 3 ) - بد ، بضم اول : بود بمعنى بودن ( مصدر مرخم از مصدر بدن - بودن ) .
( 4 ) - رماد : خاكستر .
( 5 ) - خوه : عرق .
( 6 ) - ماورد ( ماء الورد ) : گلاب .
( 7 ) - رگو : جامه كهنهء سوده شده ، كرباس .
( 8 ) - به نظر مىرسد مصراع بدين صورت : « رگو را هر زمان بر درد بگذار » درست باشد .