تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
بدان كز زهر او را نيست آزار * نخوردست هيچ او از زهرِ بدكار

فى علاجِ مار گزيده

كسى كش مار افعى درگزيدست * و زهر از نيشتر « 1 » زى او رسيدست ببايد بست آنجاىِ گزيده * ز پيشِ آنكه زهر « 2 » آنجا رسيده گر انگشتى بود جاى گزيده * چنان به زود كش دارى بريده 131 آ و گر صحبت از جاى گزيدن * و آنجا نيز مىنتوان بريدن 3590 ز ترياكِ بزرگش خورد بايد * كه او مر زهر را بهتر بشايد و گرنه انگبين و انگزد خواه * بياميز و نما او را بدان راه بگو در هر زمانى اين همى خور * مگر خود يابد او ترياك ديگر طعامش انگبين و گاو روغن * روا باشد ازو بسيار خوردن برو نِهْ آبگين « 3 » [ ا ] ز آنِ گراى « 4 » * پس آنگه برگزيده نيش فرماى 3595 ضمادى زانكه گفتم ، در دگر باب * برو بايد نهادن زود بشتاب و گر جاى گزيده ريش گردد * و ريشش هر زمانى بيش گردد و پوشيده شود آن جاىِ دردش * بدان كو را تَبَهْ آن زهر كردش برو دِه « 5 » لختكى از داروىِ تيز * و گر دارو نيابد گو بياميز وَ گرد ريش گو سركه براندى * و طينِ ارمنى با او بفرماى 3600 كه دردِ زهرش از معده برون شد * مترس ارچه بسى ريشش فزون شد مرو را گو كه از ترياك بگزين « 6 » * بجاى زهر خواره بيز « 7 » ، منشين « 8 »
هامش
( 1 ) - نيشتر : نيش ( 2 ) - ز پيش آنكه زهر : در نسخه اصل ( ز پيش آنكه زهر ) . ( 3 ) - آبگين : شيشهء حجام ، در نسخه اصل ( انگبين ) . ( 4 ) - گراى : حجام . ( 5 ) - ده : نسخه اصل ( دو ) ( 6 ) - بگزين : در نسخه اصل ( مگزين ) ( 7 ) - بيز : امر از مصدر بيختن . ( 8 ) - منشين : مجازا بمعنى درنگ مكن .