تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
3525 و گر از سك و عودِ خام يا بى * نبيد كهنه يا بى رو نتابى همه برهم سِرِشْ با آس و گلنار * بسر بَرْنِهْشْ تا بردارد آزار طبيعت نرم دارش به آبِ آلو * به سگپستان ابا خرماىِ هندو طعامش مغز مرغ و آبِ كشكاب * دگر ، گو سوى آب نار بشتاب گرش آزار بر پشتست و بَرْبَر * و گر بر سينه يا جاىِ فزونتر 3530 يكى از باسليقش خون گشادى * بِهْ آيد پيش از آن تا دارو دادى آ 119 پس آنگه گل وَ طين مُهر و ريوند * و مرّ و رويِنَه گو تا بجويند از آن به آبِ نخود در ، گو دو مثقال * بخور تا بِهْ شَوَدْ تان بد شده حال طعام ، آبِ نخود گر « 1 » ماش بايد * مر آن كس را بتن قوّت فزايد و گر اين خسته را تو موم آيين * بيابى تو ازو هيچ چيز مگزين 3535 و گر از خسته خون آيد به اسهال * ز قرصِ كهربا بايد دو مثقال چو قرصِ كهربا خوردش شود بِهْ * پس آنگه داروى بر درد برنِهْ طلا كن « 2 » خسته را بر درد بر زود * نبايد كرد جز زين كم « 3 » بفرمود مغاث و صبر و ماش و قاقيا آر * و طينِ ارمنى با او تو بسپار به آبِ آس بر دردش بينداى * مرو را راحت و آرام فرماى 3540 و گر آماس دارد جايى از درد * مرو را زين طلا بايد همى كرد گِل سرخ و عدس بايد مقشّر * و طينِ ارمنى با او برابر شياف مامشا و سرخ صندل * گلابِ نيك و لختى نيز فوفل و گر جايى بود از زرده گونه * بگويم كان علاجِ وى چگونه بدهنِ ورد آن دردش بينداى * پس آنگه آسِ خشكِ سوده فرماى 3545 برو برنِهْ ببندش سخت محكم * ازين بهتر مرو را نيست مرهم
هامش
( 1 ) - گر : يا . ( 2 ) - طلا كردن : اندودن . ( 3 ) - كم بفرمود : كه من بفرمودم ، كه بفرمودم .