تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
مرو را آب نار و سيب بايد * گر آب غوره ، تا زو كم گزايد « 1 » و گر تلخى بود لختى در آن آب * نبايد خورد آن را جز بجلّاب و گر آبى بود كز مرغزاران * برون آيد نيابى آب جز آن 3480 بدان چربش « 2 » به آيد نيك خوردن * تُرُشّىها ز معده دور كردن و گر آبى بود كز بول و نيشاب * ببندد تا نيايد زود بشتاب « 3 » بگو تخمِ كرسب و نيز شكّر * به هم بركوب و گه‌گه زان همى خور

علاجِ شپش كردن

كسى كو خويشتن با بسته دارد * شپش در جامهء او مىفزايد علاجش آنكه جامه پاك دارد * و نه هر جامهء ناپاك دارد 3485 شپش گر بر تنش غلبه بگيرد * به سيمابش طلا كن « 4 » تا بميرد گر از زرنيخ و ميويزه و بوره * و كندش گو طلا كن به آبِ غوره به جامه تو بخورى كن ز كندس * گر از ترمس ، گر از قسط آر زان پس و گرنه برگ خرزهره درو كن * به روزى دو سه لختى اند روغن « 5 » 117 ب از آن روغن بگو در خويشتن مال * شپش زو باز گردد تا دگر سال 3490 بگرماوه درون تن پاك شستن * و جامه شسته پاكيزه نبشتن « 6 »
هامش
( 1 ) - گزاييدن : زيان رسانيدن . ( 2 ) - چربش : چربى . ( 3 ) - اين بيت و بيتى كه بعد از اين آمده با بيت‌هاى پيش رابطهء معنوى ندارد ، به نظر مىرسد نسخه‌نويس آن را اشتباها از جاى ديگر كتاب آورده است . ( 4 ) - طلا كردن : اندودن . ( 5 ) - اند روغن : اندر روغن ، نظير د رفتار بجاى « در رفتار » كه در المعجم شمس قيس آمده ، و دريز بجاى « در ريز » كه در مجمل التواريخ و القصص آمده و مانند اندرسد بجاى « اندر رسد » كه در ترجمهء تفسير طبرى آمده و خمارا بجاى « خمار را » كه در ترجمه تقويم الصحه آمده است . ( 6 ) - نبشتن ؛ بفتح اول و دوم : پيچيدن ، نسخه اصل ( نبشستن ) .
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 209 | حكيم ميسرى / برات زنجانى