نكو گردد ازين داروت ناخن * و نيكوتر برآيد ناخن از بن
و گرنه زفتِ تر بر ناخن انداى * بزفت تر ز ناخن ، كاهه « 1 » بزداى
تدبيرِ سفر كردن
كسى كو را سفر بايد گزيدن * و راهِ دور مىبايد بريدن « 2 »
ب 130 چنان بهْ كو نخستين رگ گشايد * پس آنگه مسهلى را خورد بايد « 3 »
3350 كه خون برداشت آنگه مسهلى خورد * به دو بر ، درد غلبه بد توان كرد
نه تب گيرد مرو را نه بماند * و گرچه بر تَنَشْ سختى براند
مگر كم خوردن او را بهتر آيد * تمتّع « 4 » هيچگونه خود نبايد
بيكبارش نبايد سير خوردن * كه بد باشد مرو را راه رفتن
كه اشكم پر بود در رفتن آيد * به دو بر ، زشت علّتها فزايد
3355 چنان به گر فرود آيد به منزل * بخسبد تا بياسايد تن و دل
پس آنگه چيزكى بايد گزيدن * موفقتر ، دگر بايد بريدن
اگر شب مىرود گو تا مخور شام * كه درد آرَدْشْ گردد زو بىآرام
و گر راه سفر بايَدْشْ كشتى * بكشتى بد توان بودن بزشتى
شراب ميو [ ه ] ها بايدش بسيار * كزو خوردش شود بىدرد و آزار
3360 گرو را سر بگردد ز آبِ درياب « 5 » * بگو زين چيزها خود زود بشتاب
نخستين روز « 6 » به آب اندر نبايد * نگه كردن كزو علّت « 7 » فزايد
گرش معده بشورد قى كند زود * روا باشد كه قى دارد بسر سود « 8 »
هامش
( 1 ) - كاهه : ظاهرا بمعنى لكهء زردى كه بر ناخن افتد ، در فرهنگها ديده نشد .
( 2 ) - بريدن : عبور كردن ، گذشتن ، پيمودن .
( 3 ) - در اين بيت و بيت بعد ، تقدم رگ گشادن را بر مسهل خوردن يادآورى مىنمايد .
( 4 ) - تمتع : برخوردارى ، اينجا بمعنى مجامعت آمده است .
( 5 ) - درياب : دريا .
( 6 ) - روز : در نسخهء اصل ( رود ) .
( 7 ) - علت : در نسخه اصل ( غفلت ) .
( 8 ) - سود : در نسخهء اصل ( زود ) .