تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
بخايد از پسش زان ترّ گشنيز * نيايد زو چو گند سير و هيچ چيز و گرنه باقلى بريان بكرده * ازو لختى بخاييده بخورده 3295 و گر نعناع و ديگر برگِ بيغن * و گرنه پودنه لختى به خوردن و گرنه گو نمكّ سوخته جوى * كه ترّه خورده باشى خور همى زوى ب 128 دگر لختى پنير و زيت پيش آر * و زان لختى تو در آتش فرود آر قرنفل لختكى « 1 » سوده درو كن * و گند سير را دارو ازو كن

علاجِ لعابِ دهن

كسى كو را لعاب آرد دهانش * همىآيد ميانِ مردمانش 3300 مرو را غرغره بايد زياره * مگر از ياره يابد نيز چاره و هر روزيش لختى از طريفل * ببايد خورد در آبِ سفرجل دگر قى افكند او بارگى دو « 2 » * نيايد خوردن او را هيچ دارو بگو مسواك جوى و كار فرماى * پس از مسواك گو از كاسنى خاى

علاجِ گندِ بغل

كرا گندِ بغل بايدت « 3 » عادت * درين دارو بود او را سعادت 3305 ز مرداسنگِ پرورده به ماورد « 4 » * ببايد هر زمانى زو طلا كرد دگر گلبرگ سرخ و نيز سنبل * و مرّ و شبّ و لختى از قرنفل بسوده نرم ازو اقراص كرده * و زو در وقتِ حاجت كار برده

علاجِ خوىِ « 5 » پاى

كسى كز پاى خوى آيَدْشْ بسيار * خداوندش بود با شرم و آزار 129 آ
هامش
( 1 ) - لختكى : مقدار كم ، در نسخه اصل ( لختى ) . ( 2 ) - بارگى دو : دو بار ، دو دفعه . ( 3 ) - بايدت : به نظر مىرسد ( باشدش ) درست باشد . ( 4 ) - ماورد : ( ماء الورد ) ، گلاب . ( 5 ) - خوى : عرق .
دانشنامه در علم پزشكى ( فارسى ) — صفحة 199 | حكيم ميسرى / برات زنجانى